تبليغاتX
امید به کایزن
امید به کایزن
اگر خدا بخواهد میخواهم در مورد بهبود مستمر و سلسه مراتب مهندسی جدید و ... بنویسم و گاهی هم از عشق
خونه من
 

خونه ای که قصد ساختنشو دارم : « زیباترین نقطه ایران ایده آل افراد خاص

 35۰ متربنا دوبلکس  ـ ارتفاع سقف 7 متر ـ 2000 متر لابی مجلل همراه با سالن رقص- ۱۰ اتاق خواب مجهز به امکانات شنیداری و دیداری - اتاق حمام آفتاب با سقف شیشه ای مخصوص -  باغ سبز جستجو  - باغچه پرورش سبزیها  ـ رستوران اختصاصی گردان ـ اتاق كنترل امنیتی ـ پناهگاه زیرزمینی ـ زمین مینی گلف ـ تنیس ـ بسكتبال ـ پیست كارتینگ ـ باغ پرندگان ـ 850 متر استخر معلق ـ در طبقه دهم ـ 1200 متر دریاچه مصنوعی ـ 70 متر واحد خدمتكار ـ خودپرداز بانك ـ روم سرویس 24 ساعته ـ 7 واحد پاركینگ ـ پد هلیكوپتر ـ درمانگاه با تجهیزات کامل - مرکز نمایش فیلم با صندلیهای مخصوص -  1500 متر روف گاردن و دید ابدی تهران ... »

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 12:1  توسط omid   | 

همسفر من
 

هم سفر

 

در این راه طولانی - که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد

  بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند

  خواهش می کنم !  مخواه که یکی شویم ،  مطلقا یکی

  مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

  و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

  مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم

 یک ساز را،  یک کتاب را،  یک طعم را، یک رنگ را

  و یک شیوه  نگاه کردن را

 مخواه که انتخابمان یکی باشد،  سلیقه مان یکی  و رویاهامان یکی

 هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست

و شبیه شدن دال بر کمال نیست  بل  دلیل توقف است

 

عزیز من

دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی  رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ، حجاب برفی قله ی علم کوه ،رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند

 اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق

یکی کافیست

 عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست

 من از عشق زمینی حرف می زنم که  ارزش آن در "حضور" است

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری

 

عزیز من

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد

بگذار درعین وحدت مستقل باشیم

  بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم

  بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید

  بگذار صبورانه و مهرمندانه  درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم

  اما نخواهیم  که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا  واحدی برساند

 بحث، باید ما را به  ادراک متقابل برساند نه فنای  متقابل

اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست

سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست

بیا بحث کنیم

 بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم

بیا کلنجار برویم

اما  سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها،  تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد

نه  پژمردگی و افسردگی و مرگ ،........... حفظ  کنیم

  من و تو حق داریم در برابر هم  قد علم کنیم

 و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیرهم را داشته باشیم

 

عزیز من ! بیا متفاوت باشیم

 

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 19:58  توسط omid   | 

موافق یا ...
 

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . . ( دکتر علی شریعتی )

 

چی گفته خدایی این دکتر

روحش شاد

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:45  توسط omid   | 

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری
۱- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم. 2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم. 3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم. 4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد. 5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم. 6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود. 7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد. 8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم. 9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد. 10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم. 11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است. 12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم. 13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد. 14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم. 15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد. 16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند. 17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد. 18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند. 19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند. 20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم. 21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود. 22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم! 23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند. 24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد. 25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم. 26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟» 27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است. 28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم. 29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد. 30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند. 31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود. 32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد. 33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است. 34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند. 35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید. 36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت. 37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم. 38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود. 39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم. 40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:42  توسط omid   | 

خطای دل

دل من دیگه خطا نکن

با غریبه ها وفا نکن

زندگی رو باختی دل من

مردمو شناختی دل من

 

تا به کی سراپا حقیقتی

تا به کی خراب محبتی

همنشین این و اون شدی

خسته و پریش و خون شدی

دشت بخت تو کویر شده

مرغ آرزون اسیر شده

روبروت سراب پشت سر خراب

سا که تو صبوری دل من

مثل بوف کوری دل من

زندگی رو باختی دل من

مردمو شناختی دل من

 

 نکته اخلاقی :

هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد
 
 
 
2 نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 11:19  توسط omid   | 

برای موفقیت در کار باید...

وقتی میخوایید در کارتون موفق باشید نکاتی هست که باید بهشون توجه کرد

چند موردش ایناست که شاید براتون جالب باشه

1- در هر مرحله ای از کار که هستید از مشورت رویگردان نباشید. کسی را پیدا کنید که به شما توصیه های مفید کند و راهنمایی تان نماید.

2- احساسات خود را کنترل کنید. قبل از هر واکنشی، نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید.

3- در گفتگو، کسی که سؤال می کند کنترل را در دست دارد. برای اداره کردن یک بحث از دیگران سؤال کنید.

4- هرگز تصور نکنید که همه چیز را می دانید ، سؤال کنید.

5- اگر شغل شما جلب نظر مشتری است، وظیفه واقعی شما حل مشکلات است.

6- توانایی شما در حل مشکلات تأثیر به سزایی در میزان پیشرفت شما در کار دارد.

7- ذهن خلاق داشته باشید. همیشه در پی یافتن راه های سریع تر، جدیدتر، بهتر و مؤثرتر برای حل مشکل یا انجام کار باشید.

8- قبل از آن که واکنش نشان دهید، با سؤال کردن و گوش دادن دقیق به پاسخ ها به حقایق پی ببرید.

9- در مواردی که به تصمیم گیری و پاسخ سریع نیاز است، خودتان را تحت فشار قرار ندهید. برای ارزیابی دقیق موقعیت و دادن پاسخ مناسب درخواست وقت بیشتری کنید.

10- تصمیم های عجولانه تقریباً همیشه تصمیم های نادرستی هستند. در تصمیم گیری عجله نکنید.

11- یاد بگیرید که برای درخواست اضافه حقوق، ترفیع، پاداش و پست با روشی صحیح و مناسب وارد مذاکره شوید.

12- آمادگی ، مشخصه افراد ماهر و تواناست. قبل از هر گفتگوی مذاکره ای ، خود را آماده کنید.

13-هرگز هنگامی که شغل یا حقوقی به شما پیشنهاد می شود، بلافاصله آن را نپذیرید. از پیشنهاد کننده بخواهید که برای بررسی آن به شما فرصت دهد.

14- دقیقاً بدانید که برای دریافت اضافه حقوق چه کارهایی باید انجام دهید.

15- همیشه برای دور شدن از شرایطی که برایتان غیر قابل قبول است آماده باشید. این آخرین حربه مذاکره است.



2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 8:4  توسط omid   | 

آهسته با بهره وری

 

یکی از دوستانم مدتی در شرکت ولوو در سوئد سرد کار میکرد و کار کردن در اين شرکت ولوو خیلی برای او بسیار جالب بود او می گفت اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن(globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000 کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود
78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى
سوئد هستند.
اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را درنقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟ او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food).اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد.
غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک ''اروپاى آهسته'' ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا ازآمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.
البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.

بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم. بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم. همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در
حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.
به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک مي‌گوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها مي‌کنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!


 

2 نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 22:55  توسط omid   | 

مجازات
 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 0:59  توسط omid   | 

غروب - طلوع

اگر شبی نگاه من ، غروب کرد و رنگ باخت

و عاقبت طلوع تو ، سیاه را سپید ساخت

به وسعت نگاه خود ، غروب را نظاره کن

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:10  توسط omid   | 

ای تو

ای تو  با چهره غمگین از شکست یک عشق   مرا درک کن

ای تو  در ساکت این شهر با یاد این شعر        مرا یاد کن

 

ای تو  پرواز کن در دشتها  لانه ای هست آنجا

و من   در انتظار

 

ای عشق مرا نفس تنگ است  دیده پر از اشک زمن یاد کن

ای عشق  بگذر از زهر بندی که راه مرا از تو جدا کرد

 

ای ناز صد چهر از یه حرفی   نگاه کن که میگرید

این چشم   از برای تو

 

تو آن عشقی که میجویم

تو آن شعری که میخوانم

تو آن نوری در شبهای من

بتاب    بر این قلب سرد

 

ای تو مرا نفس تنگ است  دیده پر از اشک زمن یاد کن

ای تو در ساکت این شب با یادی از این شعر مرا یاد کن

ای یار صد چهر از یه حرفی   نگاه کن که میگرید

این چشم   از برای تو

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 14:34  توسط omid   | 

پيشگيري از درد پشت و گردن هنگام كار با كامپيوتر

مطلبیه که شاید بدرد خیلی از ما بخوره

اگر شما با كامپيوتر كار ميكنيد يا كار اداري فراواني داريد كه موجب ميشود ساعات زيادي را پشت ميز كارتان بگذرانيد احتمال اينكه در پايان روز در ناحيه پشت و گردن احساس گرفتگي يا درد داشته باشيد زياد خواهد بود.
نگران نشويد دليل اين حس پيري و از كار افتادگي نيست تحقيقات جديد نشان داده است كه حتي كودكان دبستاني و راهنمايي هم در صورتي كه مدت طولاني پشت ميز يا مقابل كامپيوتر و مشغول انجام تكاليف خود باشند دچار چنين مشكلي خواهند شد.
در واقع نشستن در مقابل كامپيوتر تبديل به شيوه اي از زندگي امروز شده است . فن آوري كامپيوتر در عين اينكه بازدهي و توانايي ادارات را تا حد فراواني تشديد كرده است كار با آن نيز عوارضي در گردن پشت و شانه هاي كاربران ايجاد كرده است .
دكتر « بابي ارنشتاين » يكي از پزشكان پر سابقه مشكلات جسمي گفته است : « مردم به سادگي وقت بسياري را به حالت نشسته ميگذرانند. شيوه نشستن آنها همراه با حركات مكانيكي و تكرار شونده و اينكه مدت طولاني در يك حالت قرار گرفته اند دردهاي مختلفي در بدن آنها ايجاد ميكند كه در صورت تغيير رويه ندادن به شكل مزمن درخواهد آمد. »
در اينجا به بعضي راهكارها براي جلوگيري و برطرف نمودن چنين مشكلاتي ميپردازيم .
مشكلات عمده اي كه كاربران كامپيوتر از آن شكايت دارند هر نوع درد عمومي تا دردهاي موضعي چون گردن درد درد قسمتهاي بالايي يا پاييني پشت و دردهايي در مچ دست و لگن را در بر ميگيرد. علائم هشدار دهنده جديتري چون خواب رفتگي يا بي حسي نشان دهنده مشكلات جدي تر و مزمن تري هستند كه در اثر جدي نگرفتن دردهاي كوچك در طول زمان ايجاد شده اند. بنا به گفته دكتر ارنشتاين « هنگامي كه درد دليلي چون آسيبهاي ناشي از زمين خوردگي يا تصادفات و. .. نداشته باشد دليل آن معمولا به نوع كار بستگي دارد. مشكل در ابتدا به صورت يك درد يا گرفتگي بروز ميكند كه چند روز دوام مي آورد و ظاهرا دليل خاصي هم ندارد گاهي اوقات مشكل به صورت يك حس ناراحتي كلي و خشكي بدن و مفاصل خواهد بود و اكثرا هنگام خواب توجه فرد مبتلا را به خود جلب ميكند يعني زماني كه آها در آرامش بوده و بيشتر متوجه بدن خود هستند. »
طرز قرارگيري بدن و ارگونومي
« ارگونوميك » شاخه اي از علم مهندسي است كه به طراحي ابزار و لوازمي براي حفظ سلامت فيزيكي بدن در هنگام كار ميپردازد. درد غالبا در اثر حفظ مداوم يك حالت نادرست قرارگيري بدن ايجاد ميشود. مثالهاي رايج آن شامل : تايپ همزمان با صحبت تلفني با نگه داشتن گوشي تلفن در گودي گردن چرخاندن مداوم سر از چپ به راست هنگام تايپ از روي يك متن و نگاه كردن به صفحه كامپيوتر و يا فقط با نشستن به مدت طولاني هستند.
ارگونوميك به نگه داشتن بدن در حالت صحيح كمك ميكند. صندليهايي با طراحي ارگونوميك بالشها پدهاي بالشتك دار براي ماوس و خود ماوسي كه با شيوه ارگونوميك طراحي شده باشد در كاهش و پيشگيري چنين ناراحتي هايي بسيار موثر هستند.
راهكارهاي عمومي
در صورت نبودن وسايل ارگونوميك بايد از روشهاي زير براي رفع مشكل خود استفاده كنيد.
هنگامي كه بدن بيش از حد به جلو خم شده باشد شانه و عضلات گردن قادر به نگه داشتن وزن سر نيستند. به ياد داشته باشيد كه بيشتر دردهاي ناحيه گردن و پشت كه هنگام كار با كامپيوتر عارض ميشوند به دليل قرار گيري نادرست بدن روي صندلي و پشت ميز است . اين مساله يك مشكل عمومي بين كودكان مدرسه اي و بزرگسالان كارمند است .
هنگام كار پشت خود را تا حد امكان صاف نگه داريد. از خم شدن روي صفحه كليد بپرهيزيد و سعي كنيد صفحه كليد را تا حد امكان بالا بياوريد تا مجبور نباشيد ساعات طولاني به پايين نگاه كنيد. مدام صاف نشستن را به خود ياد آوري كنيد. حتا ميتوانيد يك يادداشت روي صفحه نمايشگر(مونيتور) كامپيوتر خود نصب كنيد و هربار با ديدن آن طرز نشستن خود را تنظيم كنيد. در طي زمان بالاخره به صاف نشستن عادت خواهيد كرد.
اگر شما هنگام كار در ساعات طولاني به درد جدي در ناحيه گردن مبتلا ميشويد شايد جا به جا كردن صفحه نمايشگر نياز باشد. پزشكان اعتقاد دارند كه ساختار و استخوان بندي طبيعي گردن بعضي افراد طوري است كه نگاه كردن به چپ يا راست در مدت زمان طولاني موجب دردهاي شديد گردن ميشود. اين افراد ميتوانند به سادگي و با جا به جا كردن صفحه نمايشگر روي ميز خود از بروز اين مشكل جلوگيري كنند.
شايد شما تبليغاتي را با اين مضمون ديده باشيد كه كار كردن با كامپيوترهاي قابل حمل و يا با قرار دادن صفحه كليد بر روي پا چقدر آسان است . اما اينطور نگاه كردن به پايين ميتواند خسارات جبران ناپذيري بر گردن و ستون مهره ها وارد كند. اگر دچار مشكلي چون گرفتگي و خشكي گردن داريد از اين حالت قرار دادن كامپيوتر بپرهيزيد.
استراحت و انجام حركات كششي بهترين راه مقابله با دردهاي اين چنين است .
مدام به خود ياد آوري كنيد كه در بين كار به خود استراحت بدهيد. بايستيد چند حركت كششي انجام دهيد و پشت خود را صاف كنيد. اگر بتوانيد هر 15 دقيقه حتا كشش كوتاهي هم به عضلات خود بدهيد ايده آل است . در غير اين صورت سعي كنيد هر 45 دقيقه از جاي خود بلند شويد چند قدم راه رفته و كششي به عضلات خود بدهيد . به اين كار كه كلا حدود 3 تا 5 دقيقه طول ميكشد به چشم يك نوع وقت تلف كردن نگاه نكنيد در طول زمان متوجه خواهيد شد كه ارزشش را دارد و بازده كاري شما هم بيشتر شده است .
وضعيت نشستن و استفاده از كامپيوتر
با يك معاينه كوتاه متوجه ميشويد كه آيا صندلي شما مشكل ساز هست يا خير. آيا ارتفاع صندلي شما طوري هست كه قرارگيري شما بدون اشكال و خميدگي يا كش آمدن عضلاتتان انجام بگيرد مشكلي با تنظيم صفحه كليد و صندلي خود نداريد اگر مشكلي هست يك صندلي ديگر را امتحان كنيد. از همه بهتر اين است كه صندلي خريداري كنيد كه مخصوص افرادي با مشكلات پشت طراحي شده است . اين صندليها شايد گران باشند يا خنده دار به نظر برسند اما درد موضوع خنده آوري نيست و اگر چيزي بتواند در كم كردن يا پيشگيري از درد كمك كند بايد از آن استفاده كرد.
نتيجه گيري آخر
در نهايت دلايل متعددي براي بروز درد پشت و يا گردن وجود دارند و خودتان بهتر از هر كس ميتوانيد آن را بيابيد. فقط نكته در اين است كه اين درد بيش از هر چيز ريشه اي فيزيكي دارد بيش از حد به امكانات رواني بروز چنين دردهايي نيانديشيد. چون تنشهاي عصبي نارضايتي شغلي فشارهاي عصبي كمبود خواب و.. . ممكن است گاهي موجب درد شوند اما گردن درد گردن درد است و هنگامي كه ميتوانيد با اجراي نكات ساده آنرا برطرف كنيد چرا زندگي را به كام خود تلخ ميكنيد

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 19:5  توسط omid   | 

حقیقت شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.


با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.


اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

پى‏نوشت‌ها:

1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

2- همان، ص 248.

3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.

4- همان، ج‏ 19، ص 101.

5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.

6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103

9- انسان و سرنوشت، ص 53

10- همان، ص 55 و 56

11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

12- الكافى، كلینى، ج ‏4، ص 157 .

13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252

14- الكافى، ج‏1، ص 248

15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.

منبع:

ماهنامه پرسمان، 1382، سید سعید لواسانى .

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 14:43  توسط omid   | 

یادش بخیر
یه عکس قدیمی پیدا کردم از خودم و دختر یکی از فامیل که الان سه تا بچه داره

یاد اون روزا بخیر

بچگیام

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 14:11  توسط omid   | 

ببین منو
 

تو بودی و تباهیو توی چشمام نمیدیدی

تو یک دم غصه هامو از توی قلبم ندزدیدی

کسی ویرونی عشقو توی چشمام نمیبینه

تو هم مثل همه بودی تو هم من را نفهمیدی

 

نگاهم کن نگاهم کن که تو بند زمستونم

دچار عشقتم اما کنار تو نمیمونم

بجز تو آشنایی نیست رفیق و همصدایی نیست

ولی حتی برای ما پناهی جز جدایی نیست

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 16:18  توسط omid   | 

فال من
این روزا وضعیتم مثل فالیه که الان گرفتم و حافظ گفت :

فال من

در ضمن از این به بعد میتونید فال خودتونو در گوشه سمت چپ صفحه در انتها بگیرید

 

2 نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:22  توسط omid   | 

زندگی ما انسانها

اینو همه میدونند که زندگی انسانها بصورت اجتماعی شکل گرفته و با بودن در کنار هم سعی میکنن پیشرفت کنند و به یک زندگی مسالمت آمیز در کنار هم ادامه بدهند اما گه گاه اتفاقاتی در زندگی و روابط دوستان بوجود میاد که گاهی عشقی - گاهی سیاسی - اجتماعی یا مالی و ... هست که باعث میشه دوستان و همراهان در برابر هم قرار بگیرند

یه مواقعی به حرفا و گفته های دوستاشون گوش میدن و پیرو روش - عقیده - مکتب یا هر دیگاه کاری و ... قرار میگیرن و باز هم همه تلاشها برای رسیدن به موفقیت هست و در این رقابت گاهی سعی میکنیم نزدیکترین دوستامون را فریب بدیم  

سوال من اینه که آیا ارزششو داره ؟

مگه هدف از زندگی ما قرب الهی نبود ؟ پس این کارا واسه چیه ؟ چرا اینقدر بد شدیم ؟ چرا رابطه هامون فقط برای سودبری شخصی است  

چرا دیگه نمیتونیم اون همزیستی مسالمت آمیز را ادامه بدیم

چرا باید به جایی برسیم که هدفمون فقط نفع بری باشه - آیا همه چیز همین دنیاست؟

یکروز قلب میشکنیم - یکروز دین میکشیم - یکروز هنر میدزدیم - یکروز هم مال همیدگرو و ... و در نهایت میخواهیم به چی برسیم

دلگیرم از همه افرادی که به تک تکشون در زندگیم برخوردم و هم عشقی هم ذهنی هم مکتبی هم مالی ازم بردن ولی همیشه در دل خودم میگم شاید اون فرد از من بیشتر نیاز داشته و میگم شاید حکمتی در این قضیه بوده که خدا خواسته اینجور بشه و با این فکر آرامش می یابم و به خدا فکر میکنم

همیشه دوست داشتم به آرامش برسم ولی گه گاه با تلنگر دوستی از مسیر اصلیم منحرف میشم که خدا خودش بعد از مدتی تکانی به من میده (به هر روش) تا بر مسیرم برگردم

خدایا ازت متشکرم که هوامو داری و تنهام نمیذاری

خدایا ازت متشکرم که در این زندگی دنیوی با تمام رنگهاش امتحانم میکنی و این نشون میده که لیاقتشو حتی خیلی کم دارم  

 

خدایا تنهامون نذار

خدایا شکرت

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 11:48  توسط omid   | 

خدایا

 

خدایا چنان کن سرانجام کار

که تو خشنود باشی و ما رستگار

 

 

خدایا خودت کمکمون کن

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 9:59  توسط omid   | 

کجاییم ؟

 

در حسرت یک بوسه زتو

رها شدم در سیل غم

اندیشه دیدن تو

میده به من امید نو

 

خسته از این جداییم

بیزار از این رهاییم

بی تو بگو کجاییم

کجاییم

کجاییم

 

 

OPEN YOUR HEART

I COMING HOME

  

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 11:30  توسط omid   | 

13 تجربه از يك كارمند دولت

يكي از دوستان ما روي دست آقاي «برايان تريسي» رو زده و 13 تجربه ناب براي موفق شدن در سازمانهاي دولتي در ايران رو كشف كرده.
در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد:

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد «لال بودن» را تمرين كنيد! اين تمرين در ميزان عزيز بودن شما بسيار موثر است.
2- در يك سيستم دولتي؛ هيچگاه كارمندان را با يكديگر مقايسه نكنيد؛ چون قطعا شاهد تبعيض خواهيد بود.
3- در يك سيستم دولتي؛ اگر مديرتان 3 يا 4 ايراد دارد انتظار رفتنش را نكشيد، چون قطعا نفر بعدي او 43 ايراد دارد!
4- در يك سيستم دولتي؛ مي توانيد با كارهاي كم و كوچك، محبوبيت فراواني به دست آوريد؛ فقط كافي است «زبان» خود را تقويت كنيد!
5- در يك سيستم دولتي؛ ممكن است كه هر چه بيشتر كار كنيد، بيشتر خوار و خفيف باشيد.
6- در يك سيستم دولتي؛ با اشكالات سازمانتان بسازيد و هرگز آنها را با مديرتان در ميان نگذاريد؛ درغير اين صورت يك مشكل ديگر به سازمان اضافه مي شود. آن مشكل، شما هستيد!
7- در يك سيستم دولتي؛ اشتباهات يك مدير را هيچگاه به مدير ديگر نگوييد؛ در غير اينصورت بجاي يك مدير، دو مدير در مقابل شما موضع گيري خواهند كرد.
8- در يك سيستم دولتي؛ با انجام كارهاي مختلف و فعاليتهاي به موقع، نظم شما تشخيص داده نمي شود؛ بلكه براي اين كار راههاي ساده تري هم هست. مثلا فقط كافيست هميشه ميز كارتان را منظم نگه داريد!
9- در يك سيستم دولتي؛ اضافه بر كارهاي معمول كار اضافه اي انجام ندهيد؛ در غير اينصورت انتظار پاداش بيشتري نيز نداشته باشيد.
10- در يك سيستم دولتي؛ هميشه حرفها (فرمايشات) مديرتان را تاييد كنيد، حتي اگر از نظر او «ماست، سياه باشد!»
11- در يك سيستم دولتي؛ تنها كاري كه واجب است سريع انجام دهيد، كاري است كه مدير شما شخصا از شما خواسته است.
12- در يك سيستم دولتي؛ تنها انگيزه اي كه مي تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزي حلال» است.
13- در يك سيستم دولتي؛ آسه برو، آسه بيا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اينكه با گربه نسبتي داشته باشيد!

 

2 نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:36  توسط omid   | 

چه کسانی موفقند ؟

افرادي در زمينه شغل و زندگي موفقند كه از اين ويژگي ها برخوردار باشند:

 ‌1-‌ افرادي كه وقت شناسند و به زمان اهميت مي‌دهند و از وقت خودشان و ديگران به خوبي استفاده مي‌كنند. ‌همچنين به ظاهر و آراستگي توجه داشته ، از بدپوشي و كثيفي پرهيز مي‌كنند و باور دارند كه ترفيع و موفقيت و ‌خوشي درشغل و زندگي را بايد به دست آورند و دراين راه از تلاش و كوشش دريغ نمي ورزند.در مواجهه با ‌مشكلات و مسائل به جاي افسوس و آه و ناله، به يافتن راه حل هاي مختلف مي‌پردازند وضمن پذيرش اشتباهات ‌خود، از دليل تراشي و حواله آن به ديگران خودداري مي‌كنند.

 2-‌ افرادي پيروزمندانه زندگي مي‌كنند كه به جاي اينكه منتظر كمك ديگران باشند، خود به ديگران كمك مي‌كنند و در پذيرش مسئوليت‌ها منتظر درخواست و پيشنهاد نمي‌شوند، بلكه داوطلبانه به سوي آن مي روند. احترام ‌مي‌گذارند و مؤدبند. پس از آن از همسر، فرزندان يا همكاران و... تقاضاي احترام وادب دارند.

 ‌3-همه انسان ها ذهنشان فعال است وتوانايي ايجاد تعداد نامحدودي ايده را دارند. افراد موفق از ايده‌پردازي خودداري نمي‌كنند، مغز خود را پرورش و تمرين مي دهند و سعي مي كنند ايده هاي بيشتر و مطلوب‌تري توليد كنند، علاوه بر آن، تلاش مي‌كنند تا ايده‌هاي خود را با هم مقايسه كرده و بهترين ايده‌ها راعمل كنند.‌

 

2 نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:25  توسط omid   |