|
امید به کایزن
اگر خدا بخواهد میخواهم در مورد بهبود مستمر و سلسه مراتب مهندسی جدید و ... بنویسم و گاهی هم از عشق
|
|
|
بذار دستاتو بگیرم |
|
|||
|
اگه ازم گریزونی ازعاشقی پشیمونی داری اشکامو میبینی از تو چشمام نمیخونی
قدر تورو ندونستم تورو خواستم نتونستم از تو شکایتی ندارم تورو دنیام میدونستم
فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم عاشقونه نگو ما با هم غریبیم به من احساسی نداری بی بهونه
بی تو دلخوشی ندارم دیگه طاقت نمیارم ای تموم زندگیم هستیه من داروندارم وقتی اسمت رو لبامه نفسام آروم میگیره بی تو حرف تازه ای نیست بی تو من دلم میگیره
فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم عاشقونه نگو ما با هم غریبیم به من احساسی نداری بی بهونه
عشق من چیزی بگو نذار که زود تموم بشم نذار احساسی که دارم بدون تو حروم بشه کمی نوازشم بکن عشق منو ازم نگیر نذار حس تورو خواستن اینطوری تموم بشه
فرصتی بده به دستام بذار دستاتو بگیرم عاشقونه نگو ما با هم غریبیم به من احساسی نداری بی بهونه
2
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 21:55 توسط omid
|
|
|||||
|
|||||