گردشگری
از سالها قبل که با پدرم به سفر میرفتیم کارمون این بود که صبح زود بشینیم توی ماشین و بابام گاز ماشینو بگیره و بریم تا نصفه شب مثلا میرسیدیم به مشهد !!!
بعدشم میرفتیم توی هتل و بابام میخوابید و من اواره در هتل میچرخیدم
تا شاید دوستی پیدا کنم و ...
در طول مسیر هم کل دیدنیهای ما همون چیزایی بود که از پشت شیشه میدیدم ![]()
این شد که این خاصیت در من بوجود لومد که سفر را باید با عشق انجام داد و به تک تک نقاط و دیدنیهای مسیر توجه کرد و از اونا لذت برد تا جاییکه وقتی هم با دوستان سفر مجردی میرم اینو قبلا طی می کنم که اگر بخواهید همش بریم من نیستم![]()
و نتیجشم عکس های مختلفیه که دارم و ...
اما مدتیه که به سفر و گردشگری حرفه ای توجه بیشتری دارم و در این راه با موسسه طبیعت آشنا شدم و اگر خدا بخواد در دوره آموزشی بعدی این موسسه شرکت میکنم
و هدفم هم بعد از ایران حرکت در دور دنیا هست
امیدوارم که بشه و به این آرزوی قدیمیم برسم
من مهندس صنایع خوندم و دغدغم اصلاح فرهنگ و نظام حاکم بر مدیریت کاری - علمی و ... هست