10 نکته در خوش عکسی

به عنوان یک عکاس شما در پشت دوربین عکاسی ماهر به نظر می رسید.اما وقتی که دوربین شما را هدف گیری می کند چه اتفاقی می افتد؟تعداد زیادی از عکاسان سر جاشون خشکشون می زنه تا اینکه بتونن یک لبخند قشنگ رو جعل کنند.اما اگه بدونین برای اینکه در عکس ها زیبا به نظر بیاین لازم نیست که حتماً خوش تیپ باشین، حتماً خیلی خوشحال میشین!! فقط لازمه از این ۱۰ نکته ساده پیروی کنید تا همیشه در عکس خوب ،زیبا و ایده آل به نظر برسی…


۱) تأثیر لباس
اگر بدانید که یک عکس شانسی یک اتفاق را ثبت می کند پس همیشه خوب لباس می پوشید.سعی کنید از پوشیدن لباسهایی که راه راه هستند، خیلی رنگارنگ هستند و یا لباس و وسائلی که راحت نیستند ،خودداری کنید. آنها راساده و شسته رفته و اتو زده نگهداری کن.اگر لباسهای خیلی نازک و حریری بپوشید با فلش دوربین و نورهای خاص آنچه در زیر پوشیدید معلوم میشن!
۲) تندو فرزهمه چیزرو چک کنید!
اگه یه آینه دور و برتون پیدا کردین خیلی سریع خودتونو چک کنید.چک کنید که لباسهاتون چروک نباشن، موهاتون آشفته نباشن و یا چیزی لای دندونتون گیر نکرده باشه.اگر آینه پیدا نکردین از عکاس بخواین که خیلی سریع این موارد رو چک کنه.


۳) قوز نکن !

قوز کردن و خمیده بودن نه تنها شما را در عکس کوتاهتر نشان می دهد بلکه اغلب باعث می شود شکمتان گرد و بدمنظر شود.راست قامت و بلند بایستید مثل اینکه سرتان با یک رشته کشیده شده است.


۴ ) شانه ها را راحت بگذار!

وقتی عصبی هستید یا استرس دارید شانه هایتان بدون اینکه خودتان بدانید بالا می روند.متوجه ابن نکته باش و با دقت آنها را به عقب بچرخان و بیار رو به پایین!
۵ ) به شادی های واقعی فکر کن !
هیچ چیز بدتر از یک لبخند زورکی نیست.پس به لحظه ای فکر کن که واقعاً خوشحال بودی و یا به تعطیلاتی که در آن بودی فکر کن!شاید کریسمس سال گذشته! و یا به شخصی که بهش غلبه کردی!امیدوارباش که به این روش یک لبخند واقعی و اصلی روی صورتت بیاد
۶ ) چشم خند !
«تارا بنکس» مدلیه که همیشه روی اهمیت لبخند زدن با چشم استرس داره.اگر لبهات لبخند بزنند اما چشمهات عصبی و پر استرس باشند،تو یه عکس ناشیانه رو سرهم بندی میکنی.چشمها و ابروهات رو راحت بزار و سعی نکن که چشمهات به دوربین نگاه کنن.اگر نیاز هست چشمهاتو برای یه لحظه ببند و قبل از گرفتن عکس اونا رو باز کن!

۷)یک پس زمینه جالب

می تونه یک عکس متفاوت رو بسازه.یه نگاهی به دورو برت بنداز و ببین آیا منطقه جالبی پیدا میکنی.می تونه فقط یک بافتی از دیوار باشه و یا پشت صحنه ای رنگی!


۸)ژست !

احتیاج نیست که با ژستهای فوق العاده که در مجله ها می بینی خودت رو مطرح کنی.شاید فقط یه کم پیچ دادن به بدنت و یا اینکه دستهات رو تو جیبت بزاری کافی باشه.همچنین می تونی با ژستی که میگیری خوشمزگی و شوخی کنی و یا شاید با یک حایل و یا شخص دیگری بتونی اثر متقابلی بزاری


۹) از نور استفاده کن.

به عنوان یک عکاس می دونید که نور و روشنایی می تونه یک عکس رو بسازه و یا بشکنه و خراب کنه.وقتی مقابل دوربین هستید، مطمئن بشید که نور از زاویه مطلوبی به صورتتون می خوره.برای مثال استادن در زیر نور مستقیم و خشن می تونه باعث بشه که سایه ای در زیر چشمها پدیدار بشه.پس لازمه که سرت رو بالا بگیری و یه کم کج کنی.


۱۰) تمرین کن که عالی باشی!

بله!وقتی جلو آینه تمرین کنی باعث می شه حرفه ای بشی در مقابل دوربین!وقتی تنها هستی یه کم جلو آینه ژست بگیرسعی کن لبخند های مختلف رو امتحان کنی برای بهتر دیده شدن حسابی تلاش کن .

روش های افزایش کارایی در جلسات اداری

در دنیای امروز بخشی از زندگی و ساعات گرانبھای عمر ھمه ما در جلسات سپری میشود.برگزاری جلسات جزء جدائی ناپذیر دنیای سازمانی ما است. برگزاری این گونه جلسات با ھزینه ھای سنگین ھمراه ھستند که مھمترین بخش این ھزینه ھا، وقت گرانبھای مدیران و اعضای شرکت کننده در جلسات است. اگر چه گاھی در نظام اداری ما برگزاری تعداد جلسات به عنوان یکی از شاخصھای موفقیت در ارزیابی عملکرد تبیین شده است، ولی از نظر اصولی تا حد امکان از تشکیل جلسات باید خودداری گردد و سعی گردد مسائل از راهھای کم ھزینه تری حل و فصل شود. بر پایی یک جلسه ھم میتواند به یاری مدیران بشتابد و راھگشا باشد و ھم میتواند بھترین ساعات کاری آنھا را ھدر دھد.

در ذیل به ۷ روش ساده جهت افزایش کارایی و بهبود نتایج جلسات اشاره خواهیم کرد :

۱) ضرورت تشکیل جلسه
خیلی از جلسات، عطف به جلسات گذشته بوده و غیر ضروری می باشد و می توان از راههای دیگری به نتایج این جلسات دست یافت. مثلاً می توان از یک یادداشت کوچک استفاده کرد، از یک کنفرانس تلفنی کمک گرفت، می توانید با افراد به صورت مجزا و فردی صحبت کنید و یا حتی این موضوع را تا جلسه ای دیگر به تعویق انداخته و در آن جلسه مطرح نمود.

۲) یک دستور جلسه بنویسید
چنانچه ضروری بودن جلسه برای شما قطعی به نظر می رسد، هدف واضحی را برای جلسه تعیین نموده و آن را در قسمت بالای صورتجلسه بنویسید. یک از ابزارهای عالی مدیریت زمان، نوشتن یک پاراگراف درخصوص هدف برگزاری جلسه می باشد. با این جمله شروع کنید ” ما این جلسه را جهت دستیابی به اهداف ذیل برگزار می کنیم : ” سپس به شرح تفضیلی اهداف بپردازید، این کار به صورت چشمگیر و قابل توجهی به جلسه شما نظم می بخشد. یک دستور جلسه و یا یک لیست از هر آنچه که باید در جلسه مطرح شود تنظیم کنید. سپس مقابل هر آیتم نام فردی که انتظار می رود آن آیتم را انجام دهد مقابل آن بنویسید و ۲۴ ساعت قبل از شروع جلسه (در صورت امکان) آن را منتشر کنید تا هر فرد بداند در چه مواردی مشارکت دارد و همه بدانند که درخصوص چه موضوعاتی در جلسه بحث خواهد شد.

این روش را در جلسات با رئیسان، پرسنل زیر دست، مشتریان، تأمین کننده ها و هرکس دیگری را می توانید به کار بگیرید.

۳) یکبار شروع کنید و متوقف شوید
زمانی برای شروع و پایان جلسه مشخص کنید. برای مثال اگر زمان شروع و پایان جلسه را ۸ تا ۹ تعیین کرده اید دقیقاً رأس ساعت ۸ جلسه را شروع کرده و رأس ساعت ۹ آن را به اتمام برسانید. مشخص نبودن زمان پایان جلسات یکی از عوامل اصلی شناخته شده در اتلاف وقت در جلسه ها می باشد.

قانون دیگر: منتظر متأخرین نباشید، بدون هیچ چون و چرایی بیندیشید که متأخرین به هیچ وجه به جلسه نخواهند آمد و در زمان مشخص شده جلسه را شروع کنید. ناعادلانه است که افرادی که سر وقت به جلسه آمده اند این گونه انتظار بکشند و به وسیله افراد متأخر مجازات شوند.

در این خصوص برخی شرکت ها از سیاست خاصی استفاده می کنند آنها درب اتاق جلسات را رأس ساعتی که به عنوان شروع جلسه ذکر شده قفل می کنند و افرادی که دیر به جلسه می رسند اجازه ورود به ان را ندارند. با این روش شما می توانید مطمئن باشید که در جلسه بعدی آنها تأخیر نخواهند داشت.

۴) ابتدا به سراغ موارد مهم بروید

وقتی شما یک دستور جلسه تنظیم می کنید از قانون ۲۰/۸۰ استفاده کنید، ۲۰% موارد با اهمیت را در ابتدای دستور جلسه قرار دهید، این روش در صورت کمبود وقت به شما کمک خواهد کرد تا به ۸۰% از نتایج برگزاری جلسه پیش از اتمام آن دستیابی پیدا کنید.

۵) نتایج را خلاصه کنید
وقتی موردی در دستور جلسه مطرح می گردد، نتایج آن و نحوه خاتمه بحث را خلاصه کنید، قبل از اینکه به سراغ آیتم بعدی بروید، توافقات را در خصوص آیتم فعلی کامل کنید.

مجدداً، قبل از تصمیم برای اجرا تواقفات نهایی شده را بازخوانی کنید.

۶) مسئولیت های اختصاصی هر فرد را مشخص کنید

اگر تصمیم اتخاذ کرده اید، مسئولیت های مخصوص هر عمل را مشخص کنید و فرجه زمانی مربوط به آن را تعیین نمایید، به خاطر داشته باشید، تصمیمات و توافقات بدون تعیین مسئول مربوطه و زمان صرفاً یک هم صحبتی گذراست. به وضوح مشخص کنید، چه کسی، چه زمانی، چه کاری را باید انجام دهد.

۷) صورت جلسه را به جریان بیاندازید

نوشتن دقیق صورتجلسه که جریان انداختن آن ظرف مدت ۲۴ ساعت پس از اتمام جلسه (در صورت امکان) یکی از کلیدی ترین نکات در خصوص به حداکثر رساندن اثر بخشی جلسات است. شخصی که نتایج جلسه را در صورتجلسه به صورت دقیق تبیین می کند، به صورت بالقوه از برداشتهای غلط و ناصواب آتی جلوگیری خواهد کرد. صورتجلسه باید به طور کامل از دستور جلسه ای که از پیش آماده شده پیروی کند و باید مطمئن شوید که همه به وضوح از توافقات، مسئولیت ها و فرجه زمانی آن آگاهی دارند.


از http://zibashahr.com

ده وضعیت خطرناک برای انتخاب همسر

یه موقع هایی هست که آدما باید ازدواج کنن اما نکاتی هست که باید بهش توجه کنند که آیا انتخابی که دارن انجام میدن درسته ؟؟؟
آیا فردی که مقابلشون قرار گرفته میتونه اونو به سرمنزل برسونه ؟

اما نکته مهمی وجود داره و اینه که انتخاب را بر اساس هیجان انجام نده و در موقعیتهایی که قرار میگیره کمی فکر کنه و بعد ...


در زیر تعدادی از این موقعیتهایی هست که بقولی خطرناکه و باید دقت کرد - بخونیدشون

=============

-1زیبایی خیره کننده
شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!
شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید؟


-2پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه
می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را «خانم دکتر» صدا می زنند
موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر خانم دکتر نخواهید بود!
اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

-3 شیفتگی و عشق بی اندازه
مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید!
یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم.
اگر نخواهیم از اصطلاح «عشق کور» در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند.
اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.

-4احساس تنهایی شدید
تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است و...، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید.
تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!
افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.

-5عجله
*برای من دیگر دارد خیلی دیر می شود* آیا چنین ندایی را از دوستان می شنوید؟
شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.
در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید. یک راه حل ساده: به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!

-6 سن پایین
شاید خیلی ها طرفدار ازدواج در سن پایین باشند، اما شما اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید.
این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر 20 سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقلمان چیره است.
درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: ایا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزیده و تصویری از آینده تان ترسیم کنید؟

-7 شناخت ناقص
دو سال است که با کسی قرار ازدواج گذاشته اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط بوده اید، اما این ارتباط شما محدود به کافی شاپ رفتن آخر هر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی بوده است. بگذارید خیالتان را راحت کنم: اگر 20 سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است! وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپ» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید.

احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.

-8بحران روحی
در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم را درک می کنم، اما الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست.
بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.

-9سرخوشی و هیجان
در عروسی دخترخاله تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده اید که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته اید!
هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را «جوزدگی» می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.
در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

-10چشم و هم چشمی
متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.
از کجا می فهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از اینجا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودتان با مورد ازدواج کسی هستید که حسادت شما را برانگیخته و این خیال رهایتان نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند
چشم و هم چشمی به طور خاص درمورد افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد. توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی، راه های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید

منبع: پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده