سهامداری

اگر تحمل 20-10 درصد عقب رفتن سرمایه اولیه تان در بازاز بورس را ندارید، بهتر است فکر شغل دیگری باشید یا اینکه پول خود را در بانک بخوابانید. در بازار بورس با ریسک بالا مواجهید و بالتبع با سود و ضرر بالا.
شما وقتی وارد بازار بورس می شوید، پذیرفته اید که ممکن است کل سرمایه تان در بورس دود شود و به هوا برود. پس بر احساسات خود مسلط شوید و با کوچکترین اخباری، آتش به سهام بنیادی خود نزنید.
شما تا زمانی که احساساتی نشده اید و سهام بنیادی تان که از رشد میان مدت آنها مطمئنید و اکنون در آنها در ضرر هستید، به فروش نرسانده اید ضرر نکرده اید اما به محض فروش آنها ضرر نموده اید.

بنیادی تحلیل کنید.
در سهام با بنیاد، تکنیکالی خرید کنید.
در سهام خریداری شده حد ضرر بگذارید.
بر رفتارهایتان مسلط و به استراتژی هایتان پایبند باشید و نگذارید احساسات بر شما غلبه کند.

آموزش در بازار بورس

سلام دوستان

مدتیه در بورس فعالیت میکنم و در این مدت با مطالعه و تحقیق تونستم سود خوبی بدست بیارم که شاید با توجه به اینکه بورس به نوعی بازار تولید و کسب و کار را فعال می کند خیلی تاثیرگذارتر از بازارهای دلالی دیگه هست که فقط زیان آوره !


اگر چه مطالعه موارد مختلف با کمی جستجو در سایتهای متفاوت ، میتونه کمک خوبی باشه اما گه گاه مطالبی پیدا میشه که خوبه و ارزش مطالعه دارد

در این راه برای انتخاب بهتر سهم دانستن دو روش تحلیل تکنیکال و بنیادی میتونه خیلی به فعال بورس کمک کنه

لذا در اینجا فایلی که توسط یکی از دوستان ارائه شده را قرار میدم شاید برای شما هم مفید باشه


http://uploadyar.com/downloadf-88642372d715-pdf.html


امیدوارم موفق باشید

روزهای طولانی و درآمد‌های کم  

   فرقی نمی‌کند که سبزی‌فروشی باشید در یکی از شهرهای کوچک هند یا مدیر اداری یک شرکت بزرگ آمریکایی؛ در هر صورت با مشکلات مالی سر و کار خواهید داشت. اولی مقادیر ناچیزی وام می‌گیرد و آن را با بهره‌ای سنگین پس می‌دهد و دومی محتاج حقوق کارمندی و ناچیز ماهانه خود است. هر دو آن‌ها به این موضوع پی برده‌اند که آن‌قدر که این روزها بلند هستند، پول‌ها و درآمدها زیاد نیستند .
با شرایطی که در حال حاضر بر اقتصاد جهانی حاکم شده است، حتی آن‌هایی که پول بیشتری درمی‌آورند، هم با مشکل کمبود وقت مواجه هستند. همان قدر که این افراد بابت الزامات و قید و بندهای حرفه‌ای خود دغدغه دارند، افراد کم‌درآمد هم به خاطر بدهی‌های خود احساس خطر می‌کنند. آن‌ها همیشه نگران ضرب‌الاجل‌ها هستند و این‌ها به فکر چک‌های حقوق ماهانه. یکی‌دو قرار ملاقات را در یک زمان تعیین و دیگری با یک حقوق چند صورت‌حساب را پرداخت می‌کند. هر دو آن‌ها آن‌قدر درگیر هستند که نمی‌توانند از شعله‌های آتشی که احاطه‌شان کرده، فرار کنند. هر دو آن‌ها احساس شکاری را دارند که در بند مشکلات، گرفتار شده است. با این حال، گفته می‌شود آن‌هایی که پول کمتری دارند، دغدغه‌شان بیشتر است.
روانشناسی کمبود، از یک اصل کلی تبعیت می‌کند. ذهن افراد مختلف وقتی با کمبود چیزی مواجه می‌شوند، تفاوت‌هایی را در عملکرد خود نشان می‌دهد. مهم نیست که آن چیز چیست. هرکسی که خود را در قید و بند پول، دوستان، زمان یا میزان کالری مصرفی گرفتار ببیند، یک ساختار ذهنی مشابه را به خود می‌گیرد.
این ساختار ذهنی، دو ویژگی را در فرد ایجاد می‌کند؛ اول این‌که ذهن را بر نیازهای فشارآورنده، متمرکز می‌کند و دوم این‌که آن‌ها را نسبت به ارزش دلار، زمان، کالری یا لبخند، یعنی آن‌چه در زمینه آن کمبود دارند، حساس‌تر می‌کند. همان‌طور که انسان‌ها تنها احساسات خود را بهتر بروز می‌دهند و افراد فقیر، اطلاعات و دید بهتری درباره قیمت‌ها و هزینه‌ها دارند.
ساختار ذهنی مذکور می‌تواند تضعیف‌کننده هم باشد. این ساختار، افق‌های فکری و بینش افراد را محدود کرده و یک مسیر فکری خطرناک را ایجاد می‌کند. اضطراب‌ ناشی از مشکلات معیشتی، قدرت تفکر و اراده را کاهش داده و ظرفیت ذهنی را محدود می‌کند. آزمایش‌ها حاکی از این است که در دوران کمبود، نتیجه آزمون هوش هندی‌هایی که در مزارع نیشکر کار می‌کنند، قبل از برداشت محصول ضعیف‌تر از بعد از برداشت محصول است. احساس فقر، بهره هوشی افراد را به اندازه بی‌خوابی کاهش می‌دهد. اضطراب درباره تنها ماندن نیز اثرات مشابهی دارد. در یک پژوهش به گروهی از افراد گفته شد که نتیجه تست‌های شخصیت‌شناسی آن‌ها نشان می‌دهد که یک عمر تنهایی را تجربه خواهند کرد. این افراد بعد از شنیدن این حرف، در تست‌های هوش ضعیف‌تر عمل کردند و نتایج بدتری گرفتند.
کمبودهای معیشتی، با کم کردن ذکاوت و قدرت اراده، یک ساختار ذهنی خاص را خلق می‌کند؛ ساختاری که موجب می‌شود فرد دایما احساس کمبود کند. در کشورهای در حال توسعه، بسیاری از کسانی که درگیر مشکلات مالی هستند، از رسیدگی به گیاهان خود، واکسیناسیون کودکان خود، شست‌وشوی دست‌ها، خوردن داروها و تغذیه مناسب در دوران بارداری، غافل می‌شوند. اکثر طرح‌های ابتکارآمیز برای بهبود اوضاع فقرا، اغلب با شکست مواجه می‌شوند زیرا افرادی که درگیر مشکلات مالی هستند، نمی‌توانند خود را به پیگیری این طرح‌ها مقید کنند. این ضعف‌های شخصیتی نه‌تنها مسبب فقر نیست بلکه از پیامدهای آن محسوب می‌شود، بنابراین شاید لازم باشد که آن‌ها را مورد بررسی قرار داده و هرچه سریع‌تر برای اصلاح این ضعف‌ها اقدام کرد؛ شاید حل مشکلات معیشتی از توان و اراده ما خارج باشد، اما ممکن است بتوان آثار آن را در زندگی فردی و خانوادگی کاهش داد.
تا به حال، راهکارهای محدودی برای کنار آمدن با پیامدهای ناگوار کمبود ارائه شده است؛ از جعبه‌های قرصی که در صورت فراموش شدن می‌درخشند تا کارت‌های هوشمندی که میزان پس‌انداز و مصرف را به مشتریان فراموشکار اعلام می‌کنند!
برخی از این پادزهرها نیز جدید هستند اما به هیچ عنوان نمی‌توان برای بهبود اوضاع به آن‌ها امید داشت. روانشناسان معتقدند که وقتی اضطراب به صورت مشکلی بلندمدت به زندگی افراد راه پیدا کند، بر وضعیت روحی آن‌ها تاثیر می‌گذارد. افرادی که درگیر مشکلات شدید معیشتی و کاری هستند، به آینده امیدی ندارند و دایما احساس بی‌ثباتی می‌کنند؛ بنابراین تحت‌تاثیر شرایط، تصمیمات اقتصادی شتابزده و نادرستی را می‌گیرند که بعضا اوضاع آن‌ها را بدتر می‌کند. آن‌ها نه کارفرمایان خوبی هستند و نه کارمندان قابل‌اعتمادی. این افراد حتی ممکن است در موقعیت‌هایی خاص به پرخاشگری و خشونت هم دست بزنند. کارشناسان معتقدند که عوامل اقتصادی اگر مستقیما به ایجاد خشونت منجر نشوند، به صورت غیرمستقیم و در درازمدت اقداماتی خشونت‌آمیز را سبب خواهند شد. عدم ثبات اقتصادی و سیاسی و ارتقای اجتماعی موجب می‌شود که افراد آرزوها و اهداف خود را دور از دسترس ببینند و امید به زندگی را از دست بدهند.

منبع: اکونومیست؛ کتاب «چرا بی‌چیزی، اهمیت زیادی دارد؟» نوشته سندهیل مولناتان و الدر شفیر /  مریم عربی