مراقبت از مشتری نیاز امروز

توجه به مشتری، قلب تمام کمپین‌های بازاریابی موفق محسوب می‌شود. این به شما کمک می‌کند تا وفاداری مشتریان خود را گسترش دهید و روابط خود با مشتریان را بهبود ببخشید. برای تقویت درآمد و بهره‌وری در کسب و کار خود، بهترین شرط این است که روی ابقا مشتریان خود تمرکز کنید و وفاداری مشتریان را افزایش دهید.

مشتریان وفادار دوباره به کسب و کار شما برمی‌گردند، آنها به کمک توصیه‌های دهان به دهان (Word of Mouth)، کسب و کار شما را تبلیغ می‌کنند. با ایجاد ساختار پایه‌ای مشتریان بلند مدت، می‌توانید هزینه‌ی جستجوی مشتریان جدید را کاهش دهید و مجموع درآمد سالیانه خود را بهبود ببخشید.

خدمات خوب، مشتریان شما را به سفیران کسب و کار شما تبدیل می‌کند. آنها مداوم محصولات و خدمات شما را خرید می‌کنند و بازخوردهای ارزشمندی را در مورد عملکرد شما می‌دهند. هم‌چنین، شما را در زمان‌های خوب و بد پشتیبانی می‌کنند.

برای تبدیل یک مشتری راضی به خریدار مجدد، نیاز به ارائه خدمات عالی بر مبنای درک عمیقی از نیازهای مشتریان خود دارید. قیمت و محصول با اهمیت هستند؛ اما این خدمات است که به شما برتری نسبت به رقیبان را می‌دهد.

پژوهش ها نشون میدن که 68 درصد فروش از مشتریان فعلی هست.

تحقیقات نشون میدن، 12 تا 15 درصد از مشتریان، مشتریان وفادار هستن که 55 تا 70 درصد از فروش رو تشکیل می‌دن.

شاید جذب مشتریان جدید هیجان بیشتری داشته باشه اما مداومت در برگردوندن مشتریان منجر به بازگشت سرمایه (ROI) بیشتری میشه و هزینه اون 5 تا 25 برابر کمتره.

چگونه مشتریان را حفظ(نگهداری) کنیم

  • ردیابی و تجزیه و تحلیل معیارهای ریزش مشتری.
  • یک حلقه بازخورد مشتری را پیاده سازی کنید.
  • یک تقویم ارتباط با مشتری را تکمیل کنید.
  • ارسال خبرنامه شرکت
  • برنامه آموزش مشتری را شروع کنید.
  • با مشتریان خود اعتماد ایجاد کنید.
  • ارائه خدمات منحصر به فرد
  • برنامه نگهداری مشتری را شروع کنید.

حرکت در این مسیر میتواند برای بسیاری از صنایع در شرایط فعلی راهگشا باشد

تو نیستی

قدم میزنم وقتی حالم بده ، چه سخته بخندی با ناراحتی

یا مجبوری باشی توو این حالِ بد ، بخوابی با کابوسای لعنتی

یا مجبوری باشی تو دلتنگیات با یه خاطره گرم صحبت بشی

بگی و بخندی خودت با خودت ، تظاهر کنی غرقِ آرامشی

دوباره تو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

دوباره تو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی ببینی چه سر در گُمم ، چجوری شبامو رقم میزنم

ببینی همین حال داغونمو ، فقط راه میرم قدم میزنم

چه سخته که هر روز این حالِته ، یا هر شب حواست به این گوشیه

همه مهربون میشن اما فقط ، میگن بهترین راه فراموشیه

دوباره توو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

دوباره توو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

بعد از سالها

کم سرمایه ای نیست

 

داشتن آدمهایی که حالت را بپرسند

ولی.....

از آن بهتر داشتن آدمهاییست،

که وقتی حالت را میپرسند

بتوانی بگویی

 

خوب نیستم ....... !

سقوط آزاد بورس

این روزها بازار بورس به وضع بدی خورده و هر روز شاهد افت قیمت سهامها هستیم و متاسفانه با وجود یک شاخص غلط که فقط 11 درصد افت را نشون میده اما قیمت اکثر سهامها حدود 40 درصد ریزش یا به نوعی سقوط قیمتی داشته!

نکته جالب عدم حمایت سازمان بورس و دزدان سر گردنه هست که از این افت قیمتها دارند بخوبی استفاده میکنند و حسابی سهام ملت جوگیر و صف نشین را میبلعند !

متاسفانه خیلیها سواد بورسی ندارند و فقط صفی عمل میکنند و نتیجش میشه این!

دولت هم که حسابی دعوت می کرد که مردم سرمایشونو در بورس بیارن و از دلالی دوری کنن هیچ کمکی نمیکنه و حرکتی انجام نمیده تا امید را در دل سهامدارا ایجاد کند

در این حلت ممکنه پول و سرمایه از بورس فرار کنه و بقولی

  • دولت نباید ریسک کند؛ چراکه اگر بورس بار دیگر همچون سال 86 سقوط کند، سرمایه‌گذاران به یکباره سرمایه خود را از بازار بورس خارج کرده و به بازار مسکن منتقل خواهند کرد و این رویداد باعث می‌شود تا همان چرخه افزایش قیمت مسکن تکرار و بازار مسکن با مشکل روبه‌رو ‌شود.
  • در نیمه دوم سال جاری قیمت مسکن حدود 20 درصد کاهش یافته است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سه‌ماهه اول سال 93 قیمت‌ها ثابت باشد و پس از آن با افزایش قیمت همراه شود.
  • در سال جاری به افزایش سقف تسهیلات مسکن ابلاغ شد، اما سیر افزایش قیمت مسکن شاخص‌هایی دارد که در شرایط فعلی این شاخص‌ها در بازار مسکن کنونی مشاهده نمی‌شود، از این رو افزایش قیمت منتفی است.
  • شماری از مردم با هدف سرمایه‌گذاری در بورس، اقدام به فروش واحدهای خود کرده‌اند که در صورت ایجاد مشکل در بازار بورس، پیش‌بینی می‌شود همین افراد بلافاصله سرمایه خود را از این بخش خارج و دوباره به بخش بازار مسکن منتقل خواهند کرد و این جابه‌جایی به منزله ایجاد بحران برای هر دو بخش، یعنی بورس و مسکن خواهد بود.

امیدوارم هرچی خیره رخ بده

روزهای منفی بازار

بازار بورس هم مدتیست مثل سایر بازارها دچار رکود و افت شدید قیمت هست

روزهای خوشی که سهامها به سختی بالا میرفتن گذشت و حالا در کمتر از یک ماه داره به قیمتهای اول سال بر می گردیم!


نگرانی در کل بورس وجود داره که منجر به صف های فروش کیلومتری شده

شاید زرنگا دارن این روزها فقط میخرن تا بعدها به فروشنده های امروز تقدیم کنند


من به شخصه صبر میکنم امیدوارم با کمک خدا و نجات سیستم از نالایقان حاضر در سیستم بورس ایران ، کمی جلوی این سقوط آزاد گرفته بشه

پول آنچنانی ندارم به بتونم میانگین کم کنم پس فقط گزینه صبر باقی میماند


توکل می کنم به خدا

17توصیه یک میلیاردر به خریداران سهام



«وارن بافت» در گزارش سالانه و مصاحبه های متعدد خود به دانش ذی قیمتی که وی را به یک میلیاردر تبدیل کرده اشاره کرده است. بهره گیری از این نکات باعث می شود تا افراد بتوانند بهتر سرمایه گذاری کرده و سریع تر به اهداف مالی خود دست یابند.بدون شک وارن بافت به عنوان یکی از بزرگترین سرمایه گذاران دنیا شناخته شده و یکی از بهترین مدرسین سرمایه گذاری است. ایشان در گزارش سالانه و مصاحبه های متعدد خود به دانش ذی قیمتی که وی را به یک میلیاردر تبدیل کرده اشاره کرده است. بهره گیری از این نکات باعث می شود تا افراد بتوانند بهتر سرمایه گذاری کرده و سریع تر به اهداف مالی خود دست یابند. در این نوشتار به برخی از درس هایی که در آثار ایشان موجود بوده و بهره گیری از آن کمک به سزایی را به موفقیت در سرمایه گذاری، کسب وکار و زندگی شخصی افراد می کند اشاره شده است.


1 خرید و فروش سهام سرگرمی نیست: هر شخصی باید یک سرمایه گذار باشد. اما هر شخصی نباید سرمایه گذاری خودش را انتخاب کند. برای این که سرمایه گذار موفقی باشیم باید ساعت های متمادی را به مطالعه اختصاص بدهیم و برخی مهارت های لازم را در این زمینه کسب کنیم تا درنهایت بتوانیم با استفاده از این مهارت ها به یک سرمایه گذاری موفق اقدام کنیم. به عنوان مثال، وارن بافت بسیاری از کتاب های سرمایه گذاری موجود در کتابخانه شخصی اش را بارها و بارها مطالعه کرده است. درصورتی که زمان و انرژی موردنیاز برای یک معامله موفق را اختصاص ندهید، به احتمال فراوان دانش طرف?مقابل معامله از شما بیشتر شده و عملکرد سرمایه گذاری شما پایین خواهد آمد. در این صورت بهتر است شما از بازار خارج شده یا از سهام با کارمزد پایین خریداری کنید. تمامی درس هایی که در این قسمت بیان می شود مربوط به افرادی است که فعالانه در بازار سرمایه گذاری می کنند.

2 احساسی سرمایه گذاری نکنید: احساسی بودن، بخشی از طبیعت انسان است، اما همین موضوع باعث می شود تا بازده سرمایه گذاری کاهش یابد. بسیاری از سرمایه گذاران از آن جایی که احساسات و تمایلات ذاتی و درونی خود را در سرمایه گذاری های خود دخیل می کنند نوعی اشتباه سیستماتیک را انجام می دهند. این دسته از سرمایه گذاران از جانبداری ها و جست وجوی یافتن شواهدی که ذهنیات ایشان را تایید کند تا این که شواهدی که آنها را رد کند در عذاب اند. این گونه افراد تنها زمانی که شرایط بد می شود به فکر ریسک می افتند تا در زمانی که همه شرایط به خوبی پیش می رود و قیمت ها روند صعودی دارد.

این افراد در این فکرند که چطور پول هایی که درنتیجه سرمایه گذاری خود کسب خواهند کرد را خرج خواهند کرد و این موضوع بر قضاوت های ایشان تاثیر گذاشته و باعث می شود تا به پذیرش ریسک بیشتر ترغیب شوند. این افراد بیش از حد خوش بین هستند و از نوعی اعتماد بیش از حد درخصوص توانمندی های سرمایه گذاری شان برخوردارند که می تواند خطرناک باشد. اما وارن بافت نمونه موفق عقلانیت است. تصمیمات ایشان تحت تاثیر احساسات نیست.

ایشان اذعان داشته اند که هیچ گاه یک خواب راحت شبانگاهی را به خاطر احتمال کسب سود بیشتر از دست نخواهند داد. وی به صورت بلندمدت فکر می کند و با افول بازار هیچ گاه به هراس نمی افتد و از فرصت های اندک خرید استفاده می کند. برای این که سرمایه گذاری بهتری داشته باشید روانشناسی انسان را خوب فرابگیرید. یاد بگیرید که چطور احساسات می تواند به خطاهای شناختی منجر شود و شما خواهید توانست با آگاهی از موضوع از آن اجتناب کرده و وقتی بقیه افراد مرتکب آن می شوند، سود ببرید.

3 از تئوری های مدرن مالی چشم پوشی کنید: بافت معتقد است تئوری های مدرن مالی دارای کاستی های اساسی است. موفقیت بلندمدت بافت گواهی بر این موضوع است که فرضیه بازار کارآ اشتباه است. وی می گوید که بتا یک روش احمقانه برای اندازه گیری ریسک است. وی بر این باور است که تنوع برای کسانی که در انتخاب سرمایه گذاری مهارت دارند مضر است. ایشان معتقدند مدل های مالی موضوعات را خیلی ساده سازی می کند و برآورد کمتر از واقعی در رخداد وقایع دارد و وقایعی را که سابقه رخداد قبلی ندارند را در نظر نمی گیرد. بازارها بیشتر تحت تاثیر علوم رفتاری هستند تا علوم فیزیکی، اما مدل ه? خیلی عوامل رفتاری را در نظر نمی گیرند. سرمایه گذاری ترکیبی از علم و هنر است و مدل ها نمی توانند بخش هنری این موضوع را به تصویر بکشند.

4 در زمینه ای که دانش دارید سرمایه گذاری کنید: بافت بر این نکته مهم تاکید می کند که همواره دایره ای از شایستگی ها شامل یک صنعت، مدل کسب وکار، طبقه دارایی و نوع سرمایه گذاری مشخصی که در آن تخصص دارید را در نظر داشته باشید و تنها در آن حیطه سرمایه گذاری کنید. شما می توانید به یادگیری خود ادامه دهید و به تدریج بر دامنه یادگیری خود بیافزایید و هیچ گاه در زمینه ای که متخصص نشده اید سرمایه گذاری نکنید. وی بر این باور است که سرمایه گذار باید اقدامات محدودی را به صورت صحیح انجام دهد و این در شرایطی است که در محدوده دایره شایستگی هایش حرکت کند. به همین دلیل باف? می گوید تنها در زمینه ای که دانش دارید سرمایه گذاری کنید.

5 مالکیت سهام، مالکیت کسب وکار است: وقتی شما سهام یک شرکتی را خریداری می کنید آن را مثل خط موجود در یک منحنی که امیدوارید رو به بالا حرکت کند در نظر نگیرید. با خرید سهام یک شرکت در حقیقت شما مالک بخشی از آن کسب وکار می شوید. برخلاف عتیقه ها و فلزات گرانبها، سهام دارای یک ارزش ذاتی است، چراکه مالکیت سهام، نوعی مالکیت بخشی درخصوص درآمدهای آتی شرکت در قالب سود تقسیمی می دهد. درصورتی که عملکرد شرکت در طول زمان خوب باشد قیمت آن نیز رشد خواهد داشت. بافت خود را تحلیلگر بازار، اقتصاد کلان یا حتی اوراق بهادار نمی داند بلکه او خود را تحلیلگر کسب وکار ?ی داند. وی آن دسته از مدیرانی را می پسندد که مثل مالکین فکر می کنند و به خصوص آن دسته از مدیرانی که مالک نیز هستند.

6 بدانید یک شرکت خوب چه خصوصیاتی دارد: بافت به دنبال کسب وکاری است که فهم آن آسان باشد. دارای یک سابقه عملیاتی مناسب باشد، به دلیل داشتن مزیت رقابتی مستمر از چشم انداز بلندمدت مناسبی برخوردار باشد، از یک تیم مدیریتی با کیفیت بالا و قابل اعتماد و شاخص های مالی حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام و جریان نقدی آزاد بالا برخوردار باشد.

7 ارزان باشید: الآن ما می دانیم که یک شرکت خوب چه خصوصیاتی دارد، اما سهام شرکت های خوب گران است. شما لزوما نباید تنها سهام شرکت های خوب را خریداری کنید. استراتژی بافت این است که شما شرکت های خوبی را با قیمت مناسب پیدا کنید. قیمت، آن چیزی است که پرداخت می کنید، اما ارزش، آن چیزی است که شما به دست می آورید. درصورتی که ارزش بیشتر از قیمتی باشد که شما پرداخت کرده اید، در این صورت از نوعی حاشیه امن برخوردار خواهید شد. بافت در ابتدای فعالیت خود به دنبال شرکت های خوب با قیمت مناسب بود و در گام های بعدی به دنبال شرکت هایی عالی ب? قیمت مناسب بود. هر دوی این رویکردها مناسب است.

8 صبور باشید: در بخش های قبل اشاره کردیم که اجازه ندهید تا احساسات در تصمیم های سرمایه گذاری شما تاثیر داشته باشد. نکته مهم در این بخش ارزش صبر است.

9 زیان گریز باشید.

10 نوسان دوست شماست: از نظر بسیاری از سرمایه گذاران نوسان چیزی شبیه ریسک است، اما اینچنین نیست. ریسک گریز بودن به معنای اجتناب از نوسان پذیری نیست. نوسان قیمت به عنوان بهترین دوست یک سرمایه گذار غیراحساسی، صبور و غیربدهکار است. درصورتی که شما سهام شرکت های خوبی را با قیمت خوب خریداری کنید و قیمت ها کاهش یابد، می توانید مطمئن باشید که بازار تشخیص خواهد داد که قیمت سهام شرکت بالاتر باشد و درصورتی که این موضوع رخ ندهد شما می توانید صبر کنید و سودهای تقسیمی شرکت را دریافت کنید.

11 بازار تنها به شما اطلاع رسانی نمی کند بلکه به شما خدمت نیز ارائه می کند: تصور کنید که بازار اوراق بهادار به مثابه یک شخص است. آقای بازار که می تواند و می خواهد که هر سهمی را از شما بخرد یا هر سهمی را به شما بفروشد. آقای بازار معمولا عقلایی است و قیمت های ارائه شده معمولا منطقی هستند، اما گهگاهی او احساسی و غیرمنطقی می شود و قیمت ها نوسان می کنند.

درصورتی که او عقلایی است و شرایط فوق العاده ای را پیشنهاد ندهد شما می توانید از آن چشم پوشی کنید. وقتی آقای بازار حریص باشد سهم خود را با اندکی سود به او می فروشید. وقتی آقای بازار ترسو باشد می توانید با اندکی تخفیف سهم بازار را بخرید. هیچ گاه هوش آقای بازار را دستکم نگیرید، چراکه او معمولا درست می گوید و معمولا نیاز به تحقیق عمیق و چارچوب سرمایه گذاری قوی ضروری است. اما به آقای بازار به منظور راهنمایی در زمینه ارزش واقعی چیزها نگاه نکنید بلکه در زمانی که قیمت ها و ارزش واقعی سهام متفاوت باشد به دنبال استفاده از فرصت ها باشید.

12 به فکر خودتان باشید: پارازیت و اختلال در سرمایه گذاری در همه جا هست. خوش بینی و بدبینی مثل ترس و حرص فراگیر است. درصورتی که شما پارازیت ها را تنظیم نکنید متضرر خواهید شد. در شرایط حباب بازار، تا زمانی که حباب بترکد افراد شکاک مثل یک آدم خرف و آدم های خوش بین به مثابه یک نابغه به نظر می رسند. جمعیت را در نظر نگیرید و اگر مثل آدم های خرف به نظر رسیدید نگران نباشید.

13 در برخی مواقع مخالف باشید: در برخی مواقع باید خلاف جهت بازار حرکت کنیم، یعنی ببینیم که آنها چه مسیری را می روند و درصورتی که ارزش داشت ما مسیر مخالف را برویم. بافت معمولا زمانی که بقیه نسبت به فروش سهام اقدام می کنند می خرد و برعکس.

14 از پیشروان بازار یاد بگیرید: باید یک فرد متخصص و خبره را شناسایی کنید و از وی یاد بگیرید. زمانی که بافت جوان بود در کنار آقای بن گراهام اقدام به فعالیت کرد و فکر می کرد می تواند از او یاد بگیرد.

15 از مالیات ها اجتناب کنید: از قوانین مالیاتی مطلع باشید و قبل از این که معامله ای را انجام دهید از پرداخت های مالیاتی آن آگاه باشید. از مالیات های زیاد مربوط به سودهای سرمایه ای کوتاه مدت اجتناب کنید یا به لحاظ تاکتیکی از زیان های کوتاه مدت به منظور جبران آن استفاده کنید. در صورت امکان، دارایی ها یا کسب وکارها یا مسیر خود را طوری ساختاردهی کنید تا به سودهای سرمایه ای تاکید کنید، تا این که سودمحور و در معرض نرخ های مالیات بالا باشد. در این مسیر از یک مشاور مالیاتی خبره بهره مند شوید، چراکه یک اشتباه کوچک در اجتناب از مالیات می تواند خیلی پرهزینه باشد. در نظر داشته باشید که گفته شد از مالیات اجتناب کنید و نه فرار. تمامی مالیاتی را که از نظر قانونی موظف هستید، پرداخت کنید و نه بیشتر از آن.

16 بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید: بافت معمولا برای دانشجویان مدیریت بازرگانی صحبت می کند و تجربیات زیر را به آنها ارائه می دهد. تصور کنید که شما می توانید روی یکی از هم کلاسی هایتان سرمایه گذاری کنید و از 10درصد از درآمدهای آتی آنها منتفع شوید. چه کسی را انتخاب خواهید کرد. آن شخص باید چه ویژگی هایی را داشته باشد؟ او می گوید که افراد معمولا اشخاص دارای بالاترین ضریب هوشی را انتخاب نخواهند کرد. معمولا بین شرایط بالقوه و واقعی تفاوت وجود دارد. ممکن است شما شخص متوسطی را انتخاب کنید که به سمت عملکرد بهینه در حال حرکت است و مشخصات مثبت دیگری مثل سخاوت، امانتداری و جامعه پذیری نیز دارد.

نکته ای که این تمرین به دنبال آن است این است که به دانشجویان نشان دهند که مهارت هایی که آنها به دنبال آن بودند ذاتی نبوده و توسط هر شخصی قابل استحصال است. هر شخصی می تواند به مانند گزینه ای باشد که ارزش سرمایه گذاری را دارد. بنابراین به دنبال این باشید که خصوصیات موردنظر را در خودتان تقویت کنید تا بتوانید به عنوان گزینه ای باشید تا روی شما سرمایه گذاری کنند. درصورتی که شما روی خودتان سرمایه گذاری کنید تنها 10درصد سود به دست نمی آورید بلکه شما 100درصد سود به دست می آورید.

17 آنچه که شما را خوشحال می کند انجام دهید: درس های «وارن بافت» فراتر از سرمایه گذاری و تجارت است. یکی از بهترین پیشنهادات وی این است که کاری را که واقعا دوست دارید، انجام دهید. او مطمئنا اولین کسی نیست که مشورت می کند، اما او قطعا به آنچه موعظه می کند، عمل می کند. یکی از کارهای مورد علاقه بافت مطالعه گزارش های دوره ای شرکت هاست تا رفتن به جشن و ساحل دریا. به همین دلیل او یک سرمایه گذار خوب است. سرمایه گذاری خوب نیازمند خبرگی است و دسترسی به خبرگی نیازمند تلاش زیاد است و اراده تلاش نیازمند علاقه شدید است.

منبع: همشهری اقتصاد

این روزهای منفی

در این روزهای منفی گاهی نیاز به صبر است و نگاه نکردن به وضعیت بازار

گاهی باید سهامداری کرد و دست از سهام بازی کشید تا اوضاع مجدد روبراه بشه


در زیر نمودار جالبی قرار داده شده که نکات خوبی توش هست

ده نكته حياتي در خريد و فروش سهام


اول اینکه درصد سبد رو رعایت کن

دوم قیمت ورود به سهم از اهميت بسار زيادي برخورداره هرچي با قيمت كمتر بخري همونقدر بهتره

سوم استراتژی برای ورود و خروج هميشه رعايت كنيد

چهارم، بر اساس استراتژی و تحلیل و قدرت ریسک پذیری و ... برای خودت حد ضرر تعیین کن.

پنجم، بر اساس همون استراتژی و تحلیل و قدرت ریسک پذیری و ... عمل کن و در کسب سود هم طمع نکن.

ششم، با پول قرض و وام و در کل منابع مالی کوتاه مدت، سهم نخر ! مگر اینکه در استراتژی شما، جایی برای
ورود و خروج این پولها تعریف شده باشد و عواقب آن مشخص، و محل تامین و جایگزینی آن (در اثر زیانهای
احتمالی)، به سادگی فراهم باشد!

هفتم اینکه بازار سرمایه، جایی برای آدمهای عجول نیست! باید صبور باشی.

هشتم اینکه خرید، فقط باید از روی تحلیل باشد. خرید با تحلیل، تاثیر مستقیم در آرامش خاطر سهامداران، در

افت و خیز قیمت سهام دارد!!

نهم اینکه، بازار بورس پر از شایعه است. شایعات را گوش کن. اما به اندازه همان شایعه در تحلیل خودت دخیل
کن!! شایعات به صورت مقطعی بر روی قیمتها اثر می گذارند ولی قیمت سهام در میان مدت و بلند مدت، به
سمت ارزش ذاتی خود حرکت میکد. پس نوسان، ذات بازار است و دلیل نوسانات هم، همین اخبار و شایعات

هستند.

دهم اینکه، موارد 9گانه مطرح شده در بالا، همه آن چیزی نیست که یک سرمایه گذار باید بداند!

کندلهای ژاپنی

در تحلیل بورس و خرید و فروش سهام ، گاهی نیاز است که بتوانیم پیش بینی کنیم که چه زمانی زمان ورود یا خروج به یک سهم است

این کار در وهله اول باعث جلوگیری از ضرردهی و نهایتا باعث استفاده از فرصتهای بدست امده است


این کار باید با بررسیهای زیاد تکنیکال و فاندمنتال انجام شود اما روش دیگری هم وجود دارد که میتواند کمک خوبی به افراد در یافتن بهترین زمانها کند این روش استفاده از کندلهای ژاپنی است


در زیر لینک دانلود ترجمه فارسی یکی از بهترین کتابها در این زمینه را قرار داده ام


http://www.fxf1.com/index.php/component/content/article?id=203


امید وارم مفید باشد

نکاتی در باب میلیاردر شدن

برای میلیاردر شدن به نکات زیر توجه کنید ...ماهی 4 درصد سود يعنی سالی 60 درصد ماهی 5 درصد سود يعنی سالی 80 درصد ماهی 6 درصد سود يعنی سالی 100درصد ماهی 7 درصد سود يعنی سالی 125درصد
ماهی 8 درصد سود يعنی سالی 150درص
ماهی 9 درصد سود يعنی سالی 180درصد
ماهی 10 درصد سوديعنی سالی 213درصد
ماهی 20 درصد سود يعنی سالی 800 درصد



حسابش هم اينطوريه که هر ماه که سود میکنيد مبلغ سود ماه قبل هم روی سود ماه بعد اضافه ميشه و همينطور جمع ميشه ، به عبارتی بهش ميگن سود مرکب

تا ثروتمند شدن همراه شما خواهِم بود.

جالبه باید روش کار کنم

تاسوعا

اعیاد مبارک




دوستان این عید بر همگان مبارک

با این اخبار مثبت و مذاکرات مثبت و نگاه مثبت جهان به ایرانیان؛ امیدوارم فردا با بازاری تمام مثبت ، عیدیمونو بگیریم

مقادیر طلا و سکه

مظنه : به 1مثقال طلا 17 عیار گفته میشود

عیار طلا 17 در 1000 برابر با 705 می باشد.

عیار طلا سکه در 1000 برابر با 900 می باشد.

عیار طلا 18 در 1000 برابر با 750 می باشد.

وزن هر اونس طلا : 31.1034 گرم

وزن 1مثقال : 4.6083 گرم

وزن 1 گرم : 1000 ثوت

وزن تمام سکه: 8.130

وزن نیم سکه: 4.07

وزن ربع سکه: 2.03

وزن 1قیراط: 200ثوت

وزن 1گرین: 25ثوت

وزن 1نخود:192 ثوت

محاسبه ی قیمت مظنه: اونس×دلار÷9.5742

محاسبه ی قیمت هر گرم طلا 18 عیار: مظنه ÷ 4.3318

محاسبه یک مثقال طلا 18 عیار : اونس×دلار÷8.999

 

محاسبه ی قیمت طلا سکه : مظنه÷4.6083÷705×900×وزن سکه
 
محاسبه سکه : اونس×دلار÷4.24927+6%
 

محاسبه ی قیمت سکه به صورت بانکی : اونس×دلار÷31.1034×0.900×وزن سکه+حق ضرب+مالیات

وزن طلا آب شده×مظنه÷4.6083÷705×عیارطلا آب شده

مبلغ÷مظنه×4.6083×705÷عیار طلا آب شده

فرمول بدست آوردن عیار در 1000 : درصد خلوص÷41.66

فرمول بدست آوردن عیار در 24 : عیار طلا×41.667

هنگامی که برای خرید طلا به مغازه طلا فروش می روید طلا شما را به شکل زیر حساب می کنند.

((قیمت 1گرم طلا18عیار+اجرت×وزن طلا+6%مالیات+7%سود))

اجرت طلا از 3.000 تومان به بالا می باشد.

یعنی زیور آلاتی که با دست کار شده و ظریف کاری بیشتری داشته اجرت بالاتری دارد و زیور آلاتی که بیشتر با دستگاه ساخته میشود از اجرت پایین تری برخوردارن.

هنگام خرید طلا از شما اجرت و مالیات حساب نمی شود

وزن طلا شما ×1گرم طلا 18 عیار که هنگام خرید بین 1000 تا 3000 تومان کمتر از قیمت فروش تابلو از شما خریداری می کنن. یا به قیمت  خرید مظنه حساب میشود.

هنگام خرید سکه به سال ضرب توجه کنید. سکه زیر سال ضرب 86 به قیمت طلا خریداری می شود و ارزش سکه ای ندارد. و تفاوت قیمت فروش و خرید هنگام نوسان شدید.

سکه دو نوع ارزش دارد

1: ارزش اسمی

2: ارزش طلایی

ارزش اسمی تابع عرضه و تقاضا هست

ارزش طلایی فقط بر اساس ارزش طلا

یک سکه تمام 985.000 تومان و همان جنس سکه فقط به علت سال و اسمش

1.080.000تومان یک تفاوت 95.000 تومانی در واقع عرضه و تقاضا تعیین کننده ی

قیمت ها هستن البته گذشته از تحولات سیاسی و اقتصادی که به تقاضا جهت میدهند.

مدارک لازم جهت ثبت ازدواج

مدارکی که باید قبل از ثبت ازدواج در دفاتر ثبت ازدواج آماده کرد و اقداماتی که باید قبل از ثبت ازدواج در دفاتر انجام داد.

توجه داشته باشید اقدامات زیر باید قبل از ثبت ازدواج در دفاتر رسمی ثبت ازدواج و طلاق انجام گیرد :

 ۱ــ  صدور « معرفی نامه آزمایشگاه » توسط دفترخانه ، جهت انجام آزمایش های قبل از ازدواج .

 ۲ ـ  پس از دریافت جواب آزمایش و تکمیل شدن مدارک ، ازدواج به طور رسمی ، ثبت گردد .

 مدارک مورد نیاز عبارتند از :

۱ ــ  اصل شناسنامه عروس و داماد .

۲ ــ دو برگ فتوکپی از صفحه اول شناسنامه های عروس و داماد(مجموعا ۴ برگ) .

۲ــ۱ــ  در صورتی که عروس یا داماد یا هردو ، نسبت به ازدواج دوم اقدام می کنند ، فتوکپی صفحه دوم شناسنامه آن ها نیز دریافت می گردد .

۲ــ۲ــ  برای ثبت ازدواج دوم ، مدارکی مانند :  طلاق نامه رسمی  زوجین یا  گواهی فوت همسر قبلی ، باید به دفترخانه ، ارایه شود .

۳ ـ  دو قطعه عکس از عروس و دو قطعه از داماد(مجموعا ۴ قطعه) .

۴ ـ  یک برگ فتوکپی پشت و رو از کارت ملی عروس و یک برگ از داماد (مجموعا ۲ برگ) .

۵ ــ  اصل شناسنامه پدر عروس .

۵ ــ۱ــ  در ازدواج اول هر دختری ، اجازه پدر و  حضور وی در جلسه عقد و امضا کردن دفتر و عقدنامه ، حتما لازم است .

۵ــ۲ــ   شناسنامه پدر عروس به این دلیل خواسته می شود تا نسبت به زنده بودن او ، اطمینان حاصل شود .

۵ ــ۳ــ  در صورتی که پدر عروس ، از دنیا رفته باشد ، فتوکپی گواهی فوت وی ــ  که از سوی سازمان ثبت احوال شهر محل سکونت وی صادر شده باشد ــ  دریافت می شود .

۵ــ۴ ــ  در صورتی که پدر دختر ، مخالف ازدواج وی باشد ، او باید به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای « اجازه ازدواج » نموده و سپس آن را به « دفترخانه » ارایه نماید .

۵ــ۵ــ  در صورتی که پدر دختر ، دارای آدرس مشخص نبوده یا به هر علت دیگری ، حضورش در جلسه عقد ممکن نباشد ، باید « اجازه ازدواج » از دادگاه گرفته شده و به دفترخانه ، تحویل گردد .

۵ــ۶ــ  اگر پدر دختر زندانی باشد ، لازم است با اجازه دادگاه و هماهنگی های  قبلی ، منشی دفترخانه ، به « زندان » رفته و از وی ، امضاء بگیرد .

۶ ــ  داشتن جواب آزمایشگاه ، و تحویل آن به منشی .

۶ــ۱ــ  پاسخ آزمایشگاههای خصوصی ، برای ثبت رسمی ازدواج ، اعتبار ندارد .

۶ــ۲ــ  پاسخ آزمایشگاههای دولتی یک شهر ــ مانند تهران ، رشت و… ــ  برای دفترخانه رسمی ازدواج شهر دیگر ، معتبر نیست . مگر آن که خود دفترخانه محل ثبت ازدواج ، عروس و داماد را برای آزمایش  به آنجا ، معرفی کرده و جوابش را بخواهد .

۷ ــ  در روز ثبت عقد ، اصل شناسنامه عروس و داماد ، باید به منشی دفترخانه تحویل گردد . در غیر این صورت ، منشی و سردفتر ، حق ثبت آن را ندارد .

۸ ــ  پرداخت هزینه ثبت ازدواج .

۹ ــ  در صورتی که پسر یا دختر یا هر دو ، به سن قانونی نرسیده باشند ، حتما باید برای آن ها از « دادگاه ، « گواهی رشد » گرفته شده و به دفترخانه ، تحویل گردد .

سهامداری

اگر تحمل 20-10 درصد عقب رفتن سرمایه اولیه تان در بازاز بورس را ندارید، بهتر است فکر شغل دیگری باشید یا اینکه پول خود را در بانک بخوابانید. در بازار بورس با ریسک بالا مواجهید و بالتبع با سود و ضرر بالا.
شما وقتی وارد بازار بورس می شوید، پذیرفته اید که ممکن است کل سرمایه تان در بورس دود شود و به هوا برود. پس بر احساسات خود مسلط شوید و با کوچکترین اخباری، آتش به سهام بنیادی خود نزنید.
شما تا زمانی که احساساتی نشده اید و سهام بنیادی تان که از رشد میان مدت آنها مطمئنید و اکنون در آنها در ضرر هستید، به فروش نرسانده اید ضرر نکرده اید اما به محض فروش آنها ضرر نموده اید.

بنیادی تحلیل کنید.
در سهام با بنیاد، تکنیکالی خرید کنید.
در سهام خریداری شده حد ضرر بگذارید.
بر رفتارهایتان مسلط و به استراتژی هایتان پایبند باشید و نگذارید احساسات بر شما غلبه کند.

آموزش در بازار بورس

سلام دوستان

مدتیه در بورس فعالیت میکنم و در این مدت با مطالعه و تحقیق تونستم سود خوبی بدست بیارم که شاید با توجه به اینکه بورس به نوعی بازار تولید و کسب و کار را فعال می کند خیلی تاثیرگذارتر از بازارهای دلالی دیگه هست که فقط زیان آوره !


اگر چه مطالعه موارد مختلف با کمی جستجو در سایتهای متفاوت ، میتونه کمک خوبی باشه اما گه گاه مطالبی پیدا میشه که خوبه و ارزش مطالعه دارد

در این راه برای انتخاب بهتر سهم دانستن دو روش تحلیل تکنیکال و بنیادی میتونه خیلی به فعال بورس کمک کنه

لذا در اینجا فایلی که توسط یکی از دوستان ارائه شده را قرار میدم شاید برای شما هم مفید باشه


http://uploadyar.com/downloadf-88642372d715-pdf.html


امیدوارم موفق باشید

روزهای طولانی و درآمد‌های کم  

   فرقی نمی‌کند که سبزی‌فروشی باشید در یکی از شهرهای کوچک هند یا مدیر اداری یک شرکت بزرگ آمریکایی؛ در هر صورت با مشکلات مالی سر و کار خواهید داشت. اولی مقادیر ناچیزی وام می‌گیرد و آن را با بهره‌ای سنگین پس می‌دهد و دومی محتاج حقوق کارمندی و ناچیز ماهانه خود است. هر دو آن‌ها به این موضوع پی برده‌اند که آن‌قدر که این روزها بلند هستند، پول‌ها و درآمدها زیاد نیستند .
با شرایطی که در حال حاضر بر اقتصاد جهانی حاکم شده است، حتی آن‌هایی که پول بیشتری درمی‌آورند، هم با مشکل کمبود وقت مواجه هستند. همان قدر که این افراد بابت الزامات و قید و بندهای حرفه‌ای خود دغدغه دارند، افراد کم‌درآمد هم به خاطر بدهی‌های خود احساس خطر می‌کنند. آن‌ها همیشه نگران ضرب‌الاجل‌ها هستند و این‌ها به فکر چک‌های حقوق ماهانه. یکی‌دو قرار ملاقات را در یک زمان تعیین و دیگری با یک حقوق چند صورت‌حساب را پرداخت می‌کند. هر دو آن‌ها آن‌قدر درگیر هستند که نمی‌توانند از شعله‌های آتشی که احاطه‌شان کرده، فرار کنند. هر دو آن‌ها احساس شکاری را دارند که در بند مشکلات، گرفتار شده است. با این حال، گفته می‌شود آن‌هایی که پول کمتری دارند، دغدغه‌شان بیشتر است.
روانشناسی کمبود، از یک اصل کلی تبعیت می‌کند. ذهن افراد مختلف وقتی با کمبود چیزی مواجه می‌شوند، تفاوت‌هایی را در عملکرد خود نشان می‌دهد. مهم نیست که آن چیز چیست. هرکسی که خود را در قید و بند پول، دوستان، زمان یا میزان کالری مصرفی گرفتار ببیند، یک ساختار ذهنی مشابه را به خود می‌گیرد.
این ساختار ذهنی، دو ویژگی را در فرد ایجاد می‌کند؛ اول این‌که ذهن را بر نیازهای فشارآورنده، متمرکز می‌کند و دوم این‌که آن‌ها را نسبت به ارزش دلار، زمان، کالری یا لبخند، یعنی آن‌چه در زمینه آن کمبود دارند، حساس‌تر می‌کند. همان‌طور که انسان‌ها تنها احساسات خود را بهتر بروز می‌دهند و افراد فقیر، اطلاعات و دید بهتری درباره قیمت‌ها و هزینه‌ها دارند.
ساختار ذهنی مذکور می‌تواند تضعیف‌کننده هم باشد. این ساختار، افق‌های فکری و بینش افراد را محدود کرده و یک مسیر فکری خطرناک را ایجاد می‌کند. اضطراب‌ ناشی از مشکلات معیشتی، قدرت تفکر و اراده را کاهش داده و ظرفیت ذهنی را محدود می‌کند. آزمایش‌ها حاکی از این است که در دوران کمبود، نتیجه آزمون هوش هندی‌هایی که در مزارع نیشکر کار می‌کنند، قبل از برداشت محصول ضعیف‌تر از بعد از برداشت محصول است. احساس فقر، بهره هوشی افراد را به اندازه بی‌خوابی کاهش می‌دهد. اضطراب درباره تنها ماندن نیز اثرات مشابهی دارد. در یک پژوهش به گروهی از افراد گفته شد که نتیجه تست‌های شخصیت‌شناسی آن‌ها نشان می‌دهد که یک عمر تنهایی را تجربه خواهند کرد. این افراد بعد از شنیدن این حرف، در تست‌های هوش ضعیف‌تر عمل کردند و نتایج بدتری گرفتند.
کمبودهای معیشتی، با کم کردن ذکاوت و قدرت اراده، یک ساختار ذهنی خاص را خلق می‌کند؛ ساختاری که موجب می‌شود فرد دایما احساس کمبود کند. در کشورهای در حال توسعه، بسیاری از کسانی که درگیر مشکلات مالی هستند، از رسیدگی به گیاهان خود، واکسیناسیون کودکان خود، شست‌وشوی دست‌ها، خوردن داروها و تغذیه مناسب در دوران بارداری، غافل می‌شوند. اکثر طرح‌های ابتکارآمیز برای بهبود اوضاع فقرا، اغلب با شکست مواجه می‌شوند زیرا افرادی که درگیر مشکلات مالی هستند، نمی‌توانند خود را به پیگیری این طرح‌ها مقید کنند. این ضعف‌های شخصیتی نه‌تنها مسبب فقر نیست بلکه از پیامدهای آن محسوب می‌شود، بنابراین شاید لازم باشد که آن‌ها را مورد بررسی قرار داده و هرچه سریع‌تر برای اصلاح این ضعف‌ها اقدام کرد؛ شاید حل مشکلات معیشتی از توان و اراده ما خارج باشد، اما ممکن است بتوان آثار آن را در زندگی فردی و خانوادگی کاهش داد.
تا به حال، راهکارهای محدودی برای کنار آمدن با پیامدهای ناگوار کمبود ارائه شده است؛ از جعبه‌های قرصی که در صورت فراموش شدن می‌درخشند تا کارت‌های هوشمندی که میزان پس‌انداز و مصرف را به مشتریان فراموشکار اعلام می‌کنند!
برخی از این پادزهرها نیز جدید هستند اما به هیچ عنوان نمی‌توان برای بهبود اوضاع به آن‌ها امید داشت. روانشناسان معتقدند که وقتی اضطراب به صورت مشکلی بلندمدت به زندگی افراد راه پیدا کند، بر وضعیت روحی آن‌ها تاثیر می‌گذارد. افرادی که درگیر مشکلات شدید معیشتی و کاری هستند، به آینده امیدی ندارند و دایما احساس بی‌ثباتی می‌کنند؛ بنابراین تحت‌تاثیر شرایط، تصمیمات اقتصادی شتابزده و نادرستی را می‌گیرند که بعضا اوضاع آن‌ها را بدتر می‌کند. آن‌ها نه کارفرمایان خوبی هستند و نه کارمندان قابل‌اعتمادی. این افراد حتی ممکن است در موقعیت‌هایی خاص به پرخاشگری و خشونت هم دست بزنند. کارشناسان معتقدند که عوامل اقتصادی اگر مستقیما به ایجاد خشونت منجر نشوند، به صورت غیرمستقیم و در درازمدت اقداماتی خشونت‌آمیز را سبب خواهند شد. عدم ثبات اقتصادی و سیاسی و ارتقای اجتماعی موجب می‌شود که افراد آرزوها و اهداف خود را دور از دسترس ببینند و امید به زندگی را از دست بدهند.

منبع: اکونومیست؛ کتاب «چرا بی‌چیزی، اهمیت زیادی دارد؟» نوشته سندهیل مولناتان و الدر شفیر /  مریم عربی

قبل از خرید ویلا به این نکات توجه کنید  

   ویلاسازی و ویلاداری در شهرهای شمالی کشور از سال‌های قبل در ایران رواج داشته است و روز به روز به تعداد ویلاها و مالکان آنها در این مناطق سرسبز نیز اضافه می‌شود. سرعت ساخت‌وساز ویلاها در شهرهای شمالی به حدی است که حتی اگر ماهی یکبار هم به ویلای خود سر بزنید شاید به علت ساخت‌وسازهای جدید و تغییرات محسوسی که در منطقه ایجاد شده برای یافتن ویلای خود با اندکی دشواری مواجه شوید.
این در حالی است که تنوع ویلاها در مناطق مختلف باعث شده افراد با هر بودجه‌ای بتوانند ویلای مورد نظر خود را پیدا کنند. به همین علت شاید شما هم جزو کسانی باشید که دلتان بخواهد ویلایی داشته باشید که بتوانید اوقات فراغت و تعطیلات خود را در آن سپری کنید. این هفته قصد داریم راهنمایی‌های ساده و کاربردی برای یافتن یک ویلای مناسب و متناسب با بودجه‌ای که در اختیار دارید، به شما ارائه کنیم.
مدیریت مالی خرید ویلا
اولین نکته‌ای که در ارتباط با خرید ویلا در شهرهای شمالی باید به آن توجه کنید این است که ابتدا هزینه‌های خود و بودجه خود را در نظر بگیرید. ببینید از ویلا قرار است چند بار در سال استفاده کنید و آیا با توجه به شرایط اقتصادی که دارید برایتان مقرون به صرفه است که تمام یا بخشی از سرمایه خود را برای خرید ویلایی هزینه کنید که در سال تنها چند بار از آن استفاده می‌کنید؟
برای این منظور باید به چند نکته مهم توجه کنید. اول اینکه فکر نکنید به محض خرید ویلا تمام هزینه‌های مورد نظر را پرداخت کرده‌اید. خرید ویلا مانند خرید منزل مسکونی است. از این نظر که هزینه‌های بعدی را نیز برایتان ایجاد می‌کند. به عنوان مثال شما باید ویلا را مانند یک منزل مسکونی با قدری کم و زیاد در امکانات و وسایل مورد نیاز دکور و چیدمان کنید.
ویلای شما مانند یک منزل مسکونی هر چند هم زمان اندکی از سال را بخواهید در آن سپری کنید باید حداقل از وسایلی مانند یخچال، گاز، فرش و مبلمان، تختخواب، وسایل گرمایشی و سرمایشی، ظروف و سایر لوازم ضروری زندگی برخوردار باشد تا در زمان سکونت در آن بتوانید اوقات فراغت خود را به راحتی سپری کنید. بنابراین حتما از همان ابتدا که قصد خرید ویلا کردید هزینه‌های مربوط به چیدمان آن را هم در نظر بگیرید و بعد اقدام به خرید کنید.
هزینه‌های جانبی را فراموش نکنید
نکته دومی که در رابطه با مدیریت مالی در زمان خرید ویلا وجود دارد این‌ است که حتما باید بدانید برای ویلا نیز باید مانند منزل یا آپارتمانی که در آن زندگی می‌کنید به صورت ماهانه یا سالانه مبالغی را تحت عنوان شارژ که شامل هزینه نگهداری و سایر مشاعات می‌شود، پرداخت کنید. این را هم بدانید که معمولا شارژ ویلاها حتی در بسیاری موارد از مبلغی که بابت شارژ ساختمان مسکونی می‌پردازید، بیشتر است. علاوه بر این به خصوص در شهرک‌های ویلایی در مقاطع مختلف زمانی بنا بر تصمیم صاحبان ویلاها یا مدیریت شهرک هزینه‌هایی برای بهبود فضا بر شما تحمیل می‌شود که اگر نتوانید به میزان هزینه‌ای که باید بپردازید از ویلایتان استفاده کنید به هیچ وجه مقرون به صرفه نخواهد بود.
به این ترتیب اگر شما فردی پرمشغله هستید که به ندرت امکان مسافرت و استفاده از ویلایتان را دارید توصیه می‌شود ویلا نخرید، بلکه هر بار زمان به شما اجازه داد و قصد کردید به مناطق شمالی مسافرت کنید می‌توانید از ویلاهای اجاره‌ای استفاده کنید که این روزها با فراوانی و قیمت‌های مختلف در مناطق شمالی در دسترس هستند.
از طرف دیگر تجربه ثابت کرده است استفاده از ویلاهای اجاره‌ای در شمال کشور در مناطق مختلف و زمان‌های مختلف سال، به مراتب از ویلا داری مقرون به صرفه تر است . هر چند ممکن است فکر کنید با توجه به افزایش هر ساله قیمت ملک به خصوص ویلا هر سال قیمت ویلایتان بیشتر شده و برایتان ارزش افزوده خواهد داشت، اما اگر با هزینه‌ای که برای خرید ویلا می‌کنید خانه‌ای مسکونی بخرید و آن را رهن بدهید به مراتب ارزش افزوده بیشتری نسبت به ویلا داری برایتان خواهد داشت.
اگر کم مسافرت می‌کنید
نکته دیگری که باید در این زمینه به آن اشاره کرد این است که باید پذیرفت ویلاهایی که هم اکنون به صورت انبوه در بازار املاک شهرهای شمالی عرضه شده و به فروش می‌رسند اغلب بساز و بفروشی ساخته شده‌اند؛ یعنی سازه چندان استاندارد و مقاومی ندارند و بنابراین ممکن است بعد از یک تا دو سال به تعمیرات سالانه نیاز پیدا کنند و مدام به آنها رسیدگی شود. به این ترتیب باز هم توصیه می‌شود اگر وقت رسیدگی و سرکشی مداوم به ویلایتان را ندارید از خرید ویلا منصرف شوید. 
یک عیب عمده ویلاداری
یکی دیگر از مواردی که شما باید هنگام تصمیم برای خرید ویلا به آن توجه کنید آن است که بدانید ویلا داشتن در کنار تمام مزیت‌هایی که دارد یک ایراد قابل توجه هم می‌توان به آن وارد کرد. زمانی که شما مکانی به نام ویلا در شمال کشور داشته باشید بهانه‌ای دارید که وقت و بی وقت اگر هوس مسافرت به سرتان زد به هوای ویلایی که مالک آن هستید انگیزه سفر در شما تقویت می‌شود و خیالتان راحت است که از دردسرهای پیدا کردن ویلای مناسب اجاره‌ای به دور هستید. اما همین مزیت یعنی ویلا داری، یک عیب عمده هم دارد و آن اینکه وقتی شما مکانی به عنوان ویلا در یک نقطه دارید در هر بار مسافرت مجبورید تنها به همان نقطه بروید و به این ترتیب ممکن است بعد از چند بار از منطقه‌ای که ابتدا با اشتیاق و علاقه آن را انتخاب کرده‌اید خسته شوید و برایتان تکراری شود.

با در نظر گرفتن این موارد و سایر مواردی که ممکن است متناسب با شرایط شما وجود داشته باشد می‌توانید برای خریدن یا نخریدن ویلا بهتر تصمیم‌گیری کنید.


10 دلیل برای ثروتمند نشدن شما  

 ثروتمند شدن برای آدم‌های مختلف معانی مختلفی دارد، معتقدم ثروتمند شدن اما به معنای داشتن آزادی اقتصادی برای رسیدن به اهداف مورد نظر و زندگی کردن به گونه‌ای است که خواستار آن هستیم.


روزنامه دیلی ورث، می خواهید بدانید چرا تاکنون ثروتمند نشده‌اید؟ دلایل زیر را بخوانید.

۱. پول های خود را همانند یک انسان ثروتمند هزینه می کنید.

خرید لوازم و چیزهای گران قیمت حس خوبی به آدم می دهد چیزهایی مانند یک خودروی لوکس، لباس های طراحی شده، یک خانه بزرگ و یا رفتن به یک تعطیلات. اگر هیچ ضرورتی برای خرید اقلام گران قیمت نداشته باشید واگر مرتب اقدام به خرید آنها کنید این موضوع برای شما روتین می شود. بسیاری از ما فراتر از توانایی های مالیمان و با استفاده بیش از حد کارت اعتباری در زندگی هزینه می کنیم. مشکل اینجاست: تا وقتی که ما در حال هزینه کردن بیش از پولی که داریم هستیم ما نمی توانیم ثروتی را جمع کنیم.

۲. هیچ برنامه ای ندارید.

بدون داشتن یک برنامه روشن با اهداف کوتاه و یا بلند مدت، ثروتمند شدن شبیه به یک فانتزی دست نیافتنی به نظر می رسد و به عبارتی دیگر کسی که نتواند برنامه ریزی کند برای نتوانستن برنامه ریزی کرده است. روند برنامه ریزی کردن اقدامی است که می تواند به آسانی با نوشتن اولویت بندی های شما بر روی کاغذ تحقق یابد.

۳. صندوق اضطراری ندارید.

شما صدها بار این حرف را شنیده اید که شما نیاز دارید که درامد حداقل ۶ ماهتان را در یک صندوق ویژه و اضطراری پس انداز کنید. بسیاری از مردم دیده شده اند که با یک هزینه غیرمترقبه و غیر برنامه ریزی شده مانند تعمیرات خانه و یا از دست دادن شغل و یا هزینه پزشکی مواجه شده اند که به کاهش یک باره پولی که پس انداز شده است می انجامد. زمانی که این موضوع رخ می دهد، نداشتن یک پس انداز قابل توجه می تواند شرایط را بسیار بیشتر بد کند. تکیه کردن به کارت های اعتباری منجر به آن می شود که شما به جای اینکه پس انداز کنید بیشتر بدهکار شوید.

۴ دیر آغاز کردید.

هر ماه و یا سالی که بدون پس انداز کردن بگذرد، شانس شما برای ثروتمند شدن نیز کاهش می باید، «زمان و مقایسه علایق» زمانی که مقدار پول پس انداز شده شما افزایش پیدا می کند دو دوست خوب شما هستند. بنابراین از دست دادن آنها واقعا به شما ضربه می زند. سخت ترین بخش پس انداز اغاز آن است. پس از آغاز آن شما به زودی عادت پس انداز کردن را در می یابید و بدون توحه به مقدار آن شما به اسانی به افزایش پولی که پس انداز کرده اید ادامه می دهید.

۵ به جای متعهد بودن شکایت کردن

«زندگی خیلی گرونه» «هیچ وقت از زیر بار بدهی بیرون نمی یام» « من به اندازه کافی پولی در نمیارم» «سرمایه گذاری کردن بسیار خطرناک است». دلایل بسیاری را از سوی افراد برای پس انداز نکردن پول هایشان می توان شنید. اجازه دهید عادات بدی که قصد دارند جای متعهد بودن شما را بگیرند از شما دور شوند. بدهی و هزینه های سخت زندگی برای همه وجود دارد و به میلیون ها نفر فشار می آورد.

۶ برای امروز زندگی می کنید نه فردا

فکر کردن به موضوعاتی که قرار است در آینده در انتظار ما باشند بسیار سخت است در حالی که ما اکنون احتیاجات و خواسته هایی داریم. قبض ها باید پرداخت شوند، بچه ها به تعطیلات نیاز دارند و.....مشکل اینجاست که بسیاری از کارها و رفتارهای که در باره آن فکر نشده است به هدر رفتن پولی که در کارت اعتباری پس انداز شده است منجر می شود. پس این جمله ها را به خاطر داشته باشید.«الان پس انداز کن، بعدن ثروتمند شو.»

۷ سرمایه گذار تک ترفندی هستید

شما به اندازه کافی خوشبخت هستید که با سرمایه گذاری کردن پول هایتان تنها در یک بخش ثروتمند شوید. مثل اینکه بسیار خوش شانس خواهید بود که یک لاتری را برنده شوید. اما این یک استراتژی برای ثروتمند شدن نیست. یکی از بدترین اشتباهات اقتصادی این است که شما همه تخم مرغ هایتان را درون یک سبد بگذارید. انجام این کار شما را به خطر مواجه می کند. سرمایه گذاری شما باید شامل چند سرمایه گذاری خوب با درجه خطرهای متفاوت و با قدرت بازگشت باشد.

۸ خودکار عمل نمی کنید

راز پس انداز کردن پول اینجاست: اتوماتیک بودن. پس انداز کردن به نظر می رسد یک عمل خودکار باشد. متاسفانه ما به دنیا نیامده ایم که پس انداز کنیم. ما به طور ذاتی حریص هستیم. مسئولیت پذیر بودن نیاز به انضباط دارد. بنابراین خودکار عمل کردن ما را مجبور می کند بدون اینکه تلاش زیادی کنیم مسئولیت پذر باشیم.

۹ هیچ حس اضطراری ندارید

ممکن است شما این احساس را داشته باشید که نیازی برای نگرانی با هدف خروج از بحران بدهی و یا پس انداز کردن ندارید زیرا، کسی و یا چیز دیگری از شما محافظت می کند. ممکن است این موضوع افزایش درآمد،یافتن شغل جدید و یا لاتری باشد. تا زمانی که این موضوع وجود داشته باشد یک دلیل برای برای اینکه گام های خودتان را بردارید و ثروتمند شوید وجود دارد.

۱۰ به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرید.

همه ما تاثیرپذیری های منفی در زندگیمان داریم که شانس های ما برای ثروتمند شدن را تهدید می کنند. فرهنگ سطحی، مادی و چیپی که ممکن است بر جامعه ما قرار گرفته باشد می تواند یکی از بزرگترین دلایل این تاثیر پذیری ها باشد و همراهی رسانه ها با این موضوع می تواند آن را چند برابر بدتر کند.

13 رفتار زشت ایرانی  

  

در جامعه و جمع خودمانی خودتان، پیشنهاد می شود به این نکته ها در رفتار و روابط بین فردی خویش توجه کنید.

 برای سال و ماه جدید در جامعه و جمع خودمانی خودتان، پیشنهاد می شود به این نکته ها در رفتار و روابط بین فردی خویش توجه کنید. البته توجه داشته باشید که در این روزگار، همه حرف خوب می زنند اما آنچه برای دیگران توصیه، نصیحت و سخنرانی می کنند در عمل ناقص اجرا می شود. درست مثل روشنفکری ایرانی، که مثل بعضی چیزهای دیگر در مملکت ما، ناقص متولد شده است؛ مرور رفتار زشتی که به جهت تکرار تبدیل به فرهنگ فردی ما شده است. اما با کنار گذاشتن آنها می توان دنیای جدیدی را برای خود و کائنات ساخت .



۱. هیچکس عقل کل نیست

در این جهان و بین مخلوقات خداوند، از شما بهتر نیز وجود دارد. بعضی از ما تصور می کنیم خدا فقط ما را با نهایت درایت و تفکر آفریده است. نشانه دانایی؛ اقرار به نادانی و ناتوانی در برابر دانش حقیقی کائنات است. در بارگاه حضرت عشق، آنها که ندانستند، به نادانی خویش اعتراف کردند اما شیطان که فرشته مغرور خداوند بود به تصور دانایی خویش، جاهلانه عمل کرد.

۲. با یک بار دیدن یک نفر، قضاوت نکنیم


یکی از کارهای زشتی که معمولاً ما انجام می دهیم، قضاوت غیر عادلانه درباره افرادی است که شاید فقط یک بار آنها را دیده باشیم! این نهایت ظلم در حق شخصی است که نمی شناسیمش. آن قدر مطمئن قضاوت می کنیم و به شایعات دامن می زنیم! هیچ اشکالی ندارد که در اظهارنظرهایمان درباره سایرین، عجله نکنیم و برای حرمت و آبروی افراد احترام قائل شویم.

۳. کارشناس چند رشته نباشیم


یک اتفاق زشت در کشور ما خود متخصص انگاری خودمان در زمینه های مختلف است. راستی چرا در بیست موضوع متعدد، یک نفر ثابت احساس می کند که خبره است؟ شاید این نیز شهامت بخواهد که وقتی فردی در موضوعی از ما سوالی پرسید، به او بگوییم که «نمی دانم، بلد نیستم، نیاز به تحقیق و مطالعه دارم». 13 رفتار زشت ایرانی!

۴. مصرف زیاد، نشان شخصیت هست؟

خارج شدن از جاده اعتدال و میانه روی در هر زمینه ای زشت است. خود را اسیر مارک ها و برندها کردن، بسیار زشت است. بعضی از همسران و مادران ما، آن قدر درگیر وسواس تمیزی و مرتب بودن می شوند که فراموش می کنند، روح زندگی خانوادگی شان، در حال مرگ است! درست و به اندازه مصرف کردن را جایگزین بیماری خرید مدل های جدید کنید.

۵. همیشه فقط حق با ماست؟

همه حق دارند در مسیر احقاق حق خود، تلاش کنند. اما زشتی رفتار برخی از ما این است که همواره حق خود می دانیم که در هر مجادله ای، تصور کنیم حق با ماست. برای لحظه ای به موضوع فکر کنید که چند بار جمله «من اشتباه کردم حق با شماست» را شنیده اید؟ زشت است که فردی همیشه حق را برای خویش بداند!

۶. تفریحی، معتاد هیچ چیز نشویم

خیلی از زشتی های جهان شوخی شوخی جدی می شود. تمام سیگاری ها و معتادان هیچ وقت فکر نمی کردند قرار است در مرداب رفتاری گرفتار شوند که خارج شدن از آن انگیزه مردانه و سلیقه زنانه می خواهد. پس حواس مان به رفقای نارفیق و تفریحاتی که مثل از چاله در چاه افتادن است باشد. این نیز رفتار زشتی است که علیرغم دانستن مان، اما به دلایل مختلف به هر پدیده سرگرم کننده معتاد شویم حتی اگر آن چیز ساعت ها تلویزیون نگاه کردن باشد، که بی تردید به ضرر ماست.

۷. فقط منافع خودمان را جدی نگیریم

همه آنها که زباله اتومبیل خود را در خیابان یا در قلب طبیعت رها می کنند باور دارند که منافع شخصی شان مهمتر از منافع جمعی و ملی است. اگر منافع جمعی ما کمی مهمتر از تامین نیازها و خواسته های خودمان بود بسیاری از کارهای زشتی که تاکنون بعضی از ما انجام داده ایم دیگر اجرایی نمی شد، خلاف های رانندگی سرعت ها و سبقت ها را به خاطر بیاورید. بسیاری از حوادث جاده ای به بهانه و دلیل اجابت منافع آنی و فردی افراد است.

۸. به بهانه انجام احکام، اخلاق را فراموش نکنیم
با آن همه خدای کوچک و بزرگی که بیش از ظهور آخرین پیامبر الهی در مکه وجود داشت و سختگیری بزرگان قریش جهت انجام احکام و رفتارهای خاص مورد نظرشان، چه دلیل موجب ایجاد ضرورت بعثت پیامبر اعظم (ص) و نیز پذیرش دین جدید در بین مردم شد؟ حلقه مفقوده بشر در آن زمان و شاید اکنون، مفهوم «اخلاق» است. اخلاق، دلیل بعثت و ارسال رسالت جدید بوده و هست. حال آیا می شود به بهانه اجرای احکام، اخلاق را کنار گذاشت؟

۹. تغییر از دیگران شروع نخواهد شد
با همه اشکالاتی که اطراف ما وجود دارد اما گروهی فکر می کنند برای اصلاح امور باید اتفاقی از بالا رخ دهد. انگار ما خود نمی توانیم مبنای تغییر باشیم. برای برطرف کردن زشتی نباید به سایرین و تلاش از ما بهتران متکی بود. این نیز یک رفتار زشت است که ما گناه همه ضعف ها را به گردن دیگران بیندازیم و نیز جهت تحول، توقع داشته باشیم که دولت مثلاً افسردگی یا ناآرامی روحی و نداشتن برنامه برای شادی و تفریح پایان هفته ما را تغییر دهد. 13 رفتار زشت ایرانی!

۱۰. فردای طبیعت را فدای هوس امروزمان نکنیم
گاهی برخی از ما فراموش می کنیم که طبیعت، امانت و هدیه الهی برای همه نسل هاست. اما بعضی افراد باور دارند که حرمت یک دیگ براساس جوشیدن یا نجوشیدن برای ما تعیین می شود. کنار دریا، میان جنگل و حتی در کوچه منتهی به خانه مان، بی توجهی به طبیعت و آلودگی زیست محیطی، نوعی خودکشی و دیگر کشی است.

۱۱. دروغ مصلحتی، با هر منطقی مصلحت نیست

در ادبیات دینی ما بی نمازی، بی حجابی، بی محاسنی و خیلی بدی های دیگر؛ دشمنی با خدا و بدترین گناه، ذکر نشده بلکه دروغ و دروغگویی عنوان شده است. پس به هیچ بهانه ای نمی توان دروغ گفت: دروغ برای هر کسی و به خصوص برای کسی که خود از زشتی دروغ می گوید زشت تر است اما کسی که خود مدعی زشتی دروغ و همچنین گوینده دروغ است در واقع دروغ و دروغگویی را برای دیگران زشت می داند و نه برای خود. چنین فردی با دروغ دیگر سعی می کند دروغ ثابت شده خویش را کتمان کند.

۱۲. اخمو و عصبانی بودن، نشانه وقار نیست!

یک رفتار زشت که به جهت تکرار زیاد، متاسفانه به عادت و فرهنگ فردی ما تبدیل شده؛ خود درگیری مزمن است. همیشه اخمو بودن و با عصبانیت برخورد کردن، ما را از دیگران جدا می کند. اگر مدیر یا بزرگتر یک خانواده هستید، بد نیست که شخصیت خود را از عینک دیگران ببینید. جدی بودن با عصبانی بودن متفاوت است. معمولاً آدم هایی که ایست قلبی یا سکته قلبی می کنند همان هایی هستند که با لبخند قهر کرده اند.

۱۳. کمتر حرف درست بزنیم و بیشتر درست عمل کنیم


در روزگاری که همه حرف خوب می زنند، خوب عمل کردن باید بیش از پیش مورد توجه مان باشد. یکی دیگر از رفتارهای زشت دیگری که می توان آن را کنار گذاشت، کمتر حرف زدن و بیشتر عمل کردن است. توفیق حرف های معلمان و مربیان تربیتی را باید در تربیت فرزندان و خانواده ایشان جستجو کرد. نکته دیگر، اظهارنظر نکردن درباره همه موضوعاتی که «می دانیم» یا «نمی دانیم» است! اولین گام خردمندی؛ تفکر و سکوت است.