تو نیستی

قدم میزنم وقتی حالم بده ، چه سخته بخندی با ناراحتی

یا مجبوری باشی توو این حالِ بد ، بخوابی با کابوسای لعنتی

یا مجبوری باشی تو دلتنگیات با یه خاطره گرم صحبت بشی

بگی و بخندی خودت با خودت ، تظاهر کنی غرقِ آرامشی

دوباره تو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

دوباره تو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی ببینی چه سر در گُمم ، چجوری شبامو رقم میزنم

ببینی همین حال داغونمو ، فقط راه میرم قدم میزنم

چه سخته که هر روز این حالِته ، یا هر شب حواست به این گوشیه

همه مهربون میشن اما فقط ، میگن بهترین راه فراموشیه

دوباره توو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

دوباره توو این خونه تنها شدم ، دوباره تو نیستی نگاهم کنی

نمیتونم این سخته باور کنم ، تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

تو نیستی یه کم رو به راهم کنی

بعد از سالها

کم سرمایه ای نیست

 

داشتن آدمهایی که حالت را بپرسند

ولی.....

از آن بهتر داشتن آدمهاییست،

که وقتی حالت را میپرسند

بتوانی بگویی

 

خوب نیستم ....... !