قبل از خرید ویلا به این نکات توجه کنید
با در نظر گرفتن این موارد و سایر مواردی که ممکن است متناسب با شرایط شما وجود داشته باشد میتوانید برای خریدن یا نخریدن ویلا بهتر تصمیمگیری کنید.
با در نظر گرفتن این موارد و سایر مواردی که ممکن است متناسب با شرایط شما وجود داشته باشد میتوانید برای خریدن یا نخریدن ویلا بهتر تصمیمگیری کنید.
روزنامه دیلی ورث، می خواهید بدانید چرا تاکنون ثروتمند نشدهاید؟ دلایل زیر را بخوانید.
۱. پول های خود را همانند یک انسان ثروتمند هزینه می کنید.
خرید
لوازم و چیزهای گران قیمت حس خوبی به آدم می دهد چیزهایی مانند یک خودروی
لوکس، لباس های طراحی شده، یک خانه بزرگ و یا رفتن به یک تعطیلات. اگر
هیچ ضرورتی برای خرید اقلام گران قیمت نداشته باشید واگر مرتب اقدام به
خرید آنها کنید این موضوع برای شما روتین می شود. بسیاری از ما فراتر از
توانایی های مالیمان و با استفاده بیش از حد کارت اعتباری در زندگی هزینه
می کنیم. مشکل اینجاست: تا وقتی که ما در حال هزینه کردن بیش از پولی که
داریم هستیم ما نمی توانیم ثروتی را جمع کنیم.
۲. هیچ برنامه ای ندارید.
بدون
داشتن یک برنامه روشن با اهداف کوتاه و یا بلند مدت، ثروتمند شدن شبیه به
یک فانتزی دست نیافتنی به نظر می رسد و به عبارتی دیگر کسی که نتواند
برنامه ریزی کند برای نتوانستن برنامه ریزی کرده است. روند برنامه ریزی
کردن اقدامی است که می تواند به آسانی با نوشتن اولویت بندی های شما بر روی
کاغذ تحقق یابد.
۳. صندوق اضطراری ندارید.
شما
صدها بار این حرف را شنیده اید که شما نیاز دارید که درامد حداقل ۶
ماهتان را در یک صندوق ویژه و اضطراری پس انداز کنید. بسیاری از مردم دیده
شده اند که با یک هزینه غیرمترقبه و غیر برنامه ریزی شده مانند تعمیرات
خانه و یا از دست دادن شغل و یا هزینه پزشکی مواجه شده اند که به کاهش یک
باره پولی که پس انداز شده است می انجامد. زمانی که این موضوع رخ می دهد،
نداشتن یک پس انداز قابل توجه می تواند شرایط را بسیار بیشتر بد کند. تکیه
کردن به کارت های اعتباری منجر به آن می شود که شما به جای اینکه پس
انداز کنید بیشتر بدهکار شوید.
۴ دیر آغاز کردید.
هر
ماه و یا سالی که بدون پس انداز کردن بگذرد، شانس شما برای ثروتمند شدن
نیز کاهش می باید، «زمان و مقایسه علایق» زمانی که مقدار پول پس انداز شده
شما افزایش پیدا می کند دو دوست خوب شما هستند. بنابراین از دست دادن
آنها واقعا به شما ضربه می زند. سخت ترین بخش پس انداز اغاز آن است. پس از
آغاز آن شما به زودی عادت پس انداز کردن را در می یابید و بدون توحه به
مقدار آن شما به اسانی به افزایش پولی که پس انداز کرده اید ادامه می
دهید.
۵ به جای متعهد بودن شکایت کردن
«زندگی
خیلی گرونه» «هیچ وقت از زیر بار بدهی بیرون نمی یام» « من به اندازه
کافی پولی در نمیارم» «سرمایه گذاری کردن بسیار خطرناک است». دلایل بسیاری
را از سوی افراد برای پس انداز نکردن پول هایشان می توان شنید. اجازه
دهید عادات بدی که قصد دارند جای متعهد بودن شما را بگیرند از شما دور
شوند. بدهی و هزینه های سخت زندگی برای همه وجود دارد و به میلیون ها نفر
فشار می آورد.
۶ برای امروز زندگی می کنید نه فردا
فکر
کردن به موضوعاتی که قرار است در آینده در انتظار ما باشند بسیار سخت است
در حالی که ما اکنون احتیاجات و خواسته هایی داریم. قبض ها باید پرداخت
شوند، بچه ها به تعطیلات نیاز دارند و.....مشکل اینجاست که بسیاری از کارها
و رفتارهای که در باره آن فکر نشده است به هدر رفتن پولی که در کارت
اعتباری پس انداز شده است منجر می شود. پس این جمله ها را به خاطر داشته
باشید.«الان پس انداز کن، بعدن ثروتمند شو.»
۷ سرمایه گذار تک ترفندی هستید
شما
به اندازه کافی خوشبخت هستید که با سرمایه گذاری کردن پول هایتان تنها در
یک بخش ثروتمند شوید. مثل اینکه بسیار خوش شانس خواهید بود که یک لاتری
را برنده شوید. اما این یک استراتژی برای ثروتمند شدن نیست. یکی از بدترین
اشتباهات اقتصادی این است که شما همه تخم مرغ هایتان را درون یک سبد
بگذارید. انجام این کار شما را به خطر مواجه می کند. سرمایه گذاری شما باید
شامل چند سرمایه گذاری خوب با درجه خطرهای متفاوت و با قدرت بازگشت باشد.
۸ خودکار عمل نمی کنید
راز
پس انداز کردن پول اینجاست: اتوماتیک بودن. پس انداز کردن به نظر می رسد
یک عمل خودکار باشد. متاسفانه ما به دنیا نیامده ایم که پس انداز کنیم. ما
به طور ذاتی حریص هستیم. مسئولیت پذیر بودن نیاز به انضباط دارد.
بنابراین خودکار عمل کردن ما را مجبور می کند بدون اینکه تلاش زیادی کنیم
مسئولیت پذر باشیم.
۹ هیچ حس اضطراری ندارید
ممکن
است شما این احساس را داشته باشید که نیازی برای نگرانی با هدف خروج از
بحران بدهی و یا پس انداز کردن ندارید زیرا، کسی و یا چیز دیگری از شما
محافظت می کند. ممکن است این موضوع افزایش درآمد،یافتن شغل جدید و یا لاتری
باشد. تا زمانی که این موضوع وجود داشته باشد یک دلیل برای برای اینکه
گام های خودتان را بردارید و ثروتمند شوید وجود دارد.
۱۰ به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرید.
همه
ما تاثیرپذیری های منفی در زندگیمان داریم که شانس های ما برای ثروتمند
شدن را تهدید می کنند. فرهنگ سطحی، مادی و چیپی که ممکن است بر جامعه ما
قرار گرفته باشد می تواند یکی از بزرگترین دلایل این تاثیر پذیری ها باشد و
همراهی رسانه ها با این موضوع می تواند آن را چند برابر بدتر کند.
در جامعه و جمع خودمانی خودتان، پیشنهاد می شود به این نکته ها در رفتار و روابط بین فردی خویش توجه کنید.
برای سال و ماه جدید در جامعه و جمع خودمانی خودتان، پیشنهاد می شود به
این نکته ها در رفتار و روابط بین فردی خویش توجه کنید. البته توجه داشته
باشید که در این روزگار، همه حرف خوب می زنند اما آنچه برای دیگران توصیه،
نصیحت و سخنرانی می کنند در عمل ناقص اجرا می شود. درست مثل روشنفکری
ایرانی، که مثل بعضی چیزهای دیگر در مملکت ما، ناقص متولد شده است؛ مرور
رفتار زشتی که به جهت تکرار تبدیل به فرهنگ فردی ما شده است. اما با کنار
گذاشتن آنها می توان دنیای جدیدی را برای خود و کائنات ساخت .
۱. هیچکس عقل کل نیست
در
این جهان و بین مخلوقات خداوند، از شما بهتر نیز وجود دارد. بعضی از ما
تصور می کنیم خدا فقط ما را با نهایت درایت و تفکر آفریده است. نشانه
دانایی؛ اقرار به نادانی و ناتوانی در برابر دانش حقیقی کائنات است. در
بارگاه حضرت عشق، آنها که ندانستند، به نادانی خویش اعتراف کردند اما شیطان
که فرشته مغرور خداوند بود به تصور دانایی خویش، جاهلانه عمل کرد.
۲. با یک بار دیدن یک نفر، قضاوت نکنیم
یکی
از کارهای زشتی که معمولاً ما انجام می دهیم، قضاوت غیر عادلانه درباره
افرادی است که شاید فقط یک بار آنها را دیده باشیم! این نهایت ظلم در حق
شخصی است که نمی شناسیمش. آن قدر مطمئن قضاوت می کنیم و به شایعات دامن می
زنیم! هیچ اشکالی ندارد که در اظهارنظرهایمان درباره سایرین، عجله نکنیم و
برای حرمت و آبروی افراد احترام قائل شویم.
۳. کارشناس چند رشته نباشیم
یک
اتفاق زشت در کشور ما خود متخصص انگاری خودمان در زمینه های مختلف است.
راستی چرا در بیست موضوع متعدد، یک نفر ثابت احساس می کند که خبره است؟
شاید این نیز شهامت بخواهد که وقتی فردی در موضوعی از ما سوالی پرسید، به
او بگوییم که «نمی دانم، بلد نیستم، نیاز به تحقیق و مطالعه دارم». 13
رفتار زشت ایرانی!
۴. مصرف زیاد، نشان شخصیت هست؟
خارج
شدن از جاده اعتدال و میانه روی در هر زمینه ای زشت است. خود را اسیر مارک
ها و برندها کردن، بسیار زشت است. بعضی از همسران و مادران ما، آن قدر
درگیر وسواس تمیزی و مرتب بودن می شوند که فراموش می کنند، روح زندگی
خانوادگی شان، در حال مرگ است! درست و به اندازه مصرف کردن را جایگزین
بیماری خرید مدل های جدید کنید.
۵. همیشه فقط حق با ماست؟
همه
حق دارند در مسیر احقاق حق خود، تلاش کنند. اما زشتی رفتار برخی از ما این
است که همواره حق خود می دانیم که در هر مجادله ای، تصور کنیم حق با ماست.
برای لحظه ای به موضوع فکر کنید که چند بار جمله «من اشتباه کردم حق با
شماست» را شنیده اید؟ زشت است که فردی همیشه حق را برای خویش بداند!
۶. تفریحی، معتاد هیچ چیز نشویم
خیلی
از زشتی های جهان شوخی شوخی جدی می شود. تمام سیگاری ها و معتادان هیچ وقت
فکر نمی کردند قرار است در مرداب رفتاری گرفتار شوند که خارج شدن از آن
انگیزه مردانه و سلیقه زنانه می خواهد. پس حواس مان به رفقای نارفیق و
تفریحاتی که مثل از چاله در چاه افتادن است باشد. این نیز رفتار زشتی است
که علیرغم دانستن مان، اما به دلایل مختلف به هر پدیده سرگرم کننده معتاد
شویم حتی اگر آن چیز ساعت ها تلویزیون نگاه کردن باشد، که بی تردید به ضرر
ماست.
۷. فقط منافع خودمان را جدی نگیریم
همه
آنها که زباله اتومبیل خود را در خیابان یا در قلب طبیعت رها می کنند باور
دارند که منافع شخصی شان مهمتر از منافع جمعی و ملی است. اگر منافع جمعی
ما کمی مهمتر از تامین نیازها و خواسته های خودمان بود بسیاری از کارهای
زشتی که تاکنون بعضی از ما انجام داده ایم دیگر اجرایی نمی شد، خلاف های
رانندگی سرعت ها و سبقت ها را به خاطر بیاورید. بسیاری از حوادث جاده ای به
بهانه و دلیل اجابت منافع آنی و فردی افراد است.
۸. به بهانه انجام احکام، اخلاق را فراموش نکنیم
با
آن همه خدای کوچک و بزرگی که بیش از ظهور آخرین پیامبر الهی در مکه وجود
داشت و سختگیری بزرگان قریش جهت انجام احکام و رفتارهای خاص مورد نظرشان،
چه دلیل موجب ایجاد ضرورت بعثت پیامبر اعظم (ص) و نیز پذیرش دین جدید در
بین مردم شد؟ حلقه مفقوده بشر در آن زمان و شاید اکنون، مفهوم «اخلاق» است.
اخلاق، دلیل بعثت و ارسال رسالت جدید بوده و هست. حال آیا می شود به بهانه
اجرای احکام، اخلاق را کنار گذاشت؟
۹. تغییر از دیگران شروع نخواهد شد
با
همه اشکالاتی که اطراف ما وجود دارد اما گروهی فکر می کنند برای اصلاح
امور باید اتفاقی از بالا رخ دهد. انگار ما خود نمی توانیم مبنای تغییر
باشیم. برای برطرف کردن زشتی نباید به سایرین و تلاش از ما بهتران متکی
بود. این نیز یک رفتار زشت است که ما گناه همه ضعف ها را به گردن دیگران
بیندازیم و نیز جهت تحول، توقع داشته باشیم که دولت مثلاً افسردگی یا
ناآرامی روحی و نداشتن برنامه برای شادی و تفریح پایان هفته ما را تغییر
دهد. 13 رفتار زشت ایرانی!
۱۰. فردای طبیعت را فدای هوس امروزمان نکنیم
گاهی
برخی از ما فراموش می کنیم که طبیعت، امانت و هدیه الهی برای همه نسل
هاست. اما بعضی افراد باور دارند که حرمت یک دیگ براساس جوشیدن یا نجوشیدن
برای ما تعیین می شود. کنار دریا، میان جنگل و حتی در کوچه منتهی به خانه
مان، بی توجهی به طبیعت و آلودگی زیست محیطی، نوعی خودکشی و دیگر کشی است.
۱۱. دروغ مصلحتی، با هر منطقی مصلحت نیست
در
ادبیات دینی ما بی نمازی، بی حجابی، بی محاسنی و خیلی بدی های دیگر؛ دشمنی
با خدا و بدترین گناه، ذکر نشده بلکه دروغ و دروغگویی عنوان شده است. پس
به هیچ بهانه ای نمی توان دروغ گفت: دروغ برای هر کسی و به خصوص برای کسی
که خود از زشتی دروغ می گوید زشت تر است اما کسی که خود مدعی زشتی دروغ و
همچنین گوینده دروغ است در واقع دروغ و دروغگویی را برای دیگران زشت می
داند و نه برای خود. چنین فردی با دروغ دیگر سعی می کند دروغ ثابت شده خویش
را کتمان کند.
۱۲. اخمو و عصبانی بودن، نشانه وقار نیست!
یک
رفتار زشت که به جهت تکرار زیاد، متاسفانه به عادت و فرهنگ فردی ما تبدیل
شده؛ خود درگیری مزمن است. همیشه اخمو بودن و با عصبانیت برخورد کردن، ما
را از دیگران جدا می کند. اگر مدیر یا بزرگتر یک خانواده هستید، بد نیست که
شخصیت خود را از عینک دیگران ببینید. جدی بودن با عصبانی بودن متفاوت است.
معمولاً آدم هایی که ایست قلبی یا سکته قلبی می کنند همان هایی هستند که
با لبخند قهر کرده اند.
۱۳. کمتر حرف درست بزنیم و بیشتر درست عمل کنیم
در
روزگاری که همه حرف خوب می زنند، خوب عمل کردن باید بیش از پیش مورد توجه
مان باشد. یکی دیگر از رفتارهای زشت دیگری که می توان آن را کنار گذاشت،
کمتر حرف زدن و بیشتر عمل کردن است. توفیق حرف های معلمان و مربیان تربیتی
را باید در تربیت فرزندان و خانواده ایشان جستجو کرد. نکته دیگر، اظهارنظر
نکردن درباره همه موضوعاتی که «می دانیم» یا «نمی دانیم» است! اولین گام
خردمندی؛ تفکر و سکوت است.
به نسیمی که از کنارت
موذیانه می گذرد
به چشم های آشنا و پر آزار
که بی حیا نگاهت می کند
به آفتابی که فقط تلاش گرم کردن تو را دارد
حسادت می کنم …..
من آنقدر عاشقم
که به طبیعت بد بینم
طبیعت پر از نفس های آدمی است
که مرا وادار می کند حسادت کنم
به تنهایی ام
به جهان
به خاطره ای دور از تو ….