اینو همه میدونند که زندگی انسانها بصورت اجتماعی شکل گرفته و با بودن در کنار هم سعی میکنن پیشرفت کنند و به یک زندگی مسالمت آمیز در کنار هم ادامه بدهند اما گه گاه اتفاقاتی در زندگی و روابط دوستان بوجود میاد که گاهی عشقی - گاهی سیاسی - اجتماعی یا مالی و ... هست که باعث میشه دوستان و همراهان در برابر هم قرار بگیرند
یه مواقعی به حرفا و گفته های دوستاشون گوش میدن و پیرو روش - عقیده - مکتب یا هر دیگاه کاری و ... قرار میگیرن و باز هم همه تلاشها برای رسیدن به موفقیت هست و در این رقابت گاهی سعی میکنیم نزدیکترین دوستامون را فریب بدیم 
سوال من اینه که آیا ارزششو داره ؟
مگه هدف از زندگی ما قرب الهی نبود ؟ پس این کارا واسه چیه ؟ چرا اینقدر بد شدیم ؟ چرا رابطه هامون فقط برای سودبری شخصی است
چرا دیگه نمیتونیم اون همزیستی مسالمت آمیز را ادامه بدیم
چرا باید به جایی برسیم که هدفمون فقط نفع بری باشه - آیا همه چیز همین دنیاست؟
یکروز قلب میشکنیم - یکروز دین میکشیم - یکروز هنر میدزدیم - یکروز هم مال همیدگرو و ... و در نهایت میخواهیم به چی برسیم
دلگیرم از همه افرادی که به تک تکشون در زندگیم برخوردم و هم عشقی هم ذهنی هم مکتبی هم مالی ازم بردن ولی همیشه در دل خودم میگم شاید اون فرد از من بیشتر نیاز داشته و میگم شاید حکمتی در این قضیه بوده که خدا خواسته اینجور بشه و با این فکر آرامش می یابم
و به خدا فکر میکنم
همیشه دوست داشتم به آرامش برسم ولی گه گاه با تلنگر دوستی از مسیر اصلیم منحرف میشم که خدا خودش بعد از مدتی تکانی به من میده (به هر روش) تا بر مسیرم برگردم
خدایا ازت متشکرم که هوامو داری و تنهام نمیذاری 
خدایا ازت متشکرم که در این زندگی دنیوی با تمام رنگهاش امتحانم میکنی و این نشون میده که لیاقتشو حتی خیلی کم دارم
خدایا تنهامون نذار
خدایا شکرت