ببین منو
تو بودی و تباهیو توی چشمام نمیدیدی
تو یک دم غصه هامو از توی قلبم ندزدیدی
کسی ویرونی عشقو توی چشمام نمیبینه
تو هم مثل همه بودی تو هم من را نفهمیدی
نگاهم کن نگاهم کن که تو بند زمستونم
دچار عشقتم اما کنار تو نمیمونم
بجز تو آشنایی نیست رفیق و همصدایی نیست
ولی حتی برای ما پناهی جز جدایی نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 16:18 توسط omid
|
من مهندس صنایع خوندم و دغدغم اصلاح فرهنگ و نظام حاکم بر مدیریت کاری - علمی و ... هست