تو بودی و تباهیو توی چشمام نمیدیدی

تو یک دم غصه هامو از توی قلبم ندزدیدی

کسی ویرونی عشقو توی چشمام نمیبینه

تو هم مثل همه بودی تو هم من را نفهمیدی

 

نگاهم کن نگاهم کن که تو بند زمستونم

دچار عشقتم اما کنار تو نمیمونم

بجز تو آشنایی نیست رفیق و همصدایی نیست

ولی حتی برای ما پناهی جز جدایی نیست