اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته ( Slow Food ). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند ، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در برابر غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد، قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر روند جهانى شدن را زير سوال مي‌برد.


روندی که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است. البته اين گرايش به شتاب نداشتن، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى دوباره ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است. به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است.


هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون هنگام آن فرا رسيده است که بایستیم و درباره اين که چگونه به یک زندگی با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نيازمندیم، بیاندیشیم.

منم شدیدا موافق این حرکت هستم

 

یک نکته دیگه : امروز تولد منه  کلی تبریک از دوستانم داشتم از همشون ممنونم