خدایا کمک

دیگه خسته شدم

بسه دیگه هرچی تحمل کردم

این نامردا لیاقت آدم دلسوز را ندارن

باید دیگه خودی نشون میدادم که دادم

*****************************

یاد اون جمله افتادم که میگفت : وقتی توی یه جامعه ای همه چیز غلطه ، درست بودن هم غلطه 

حالا که زمزمه رفتن سر دادم آقایون ترسیدن و امتیاز میدن

اما افسوس که دلم دیگه با اینجا نیست

دیگه نمیتونم تحمل کنم

صبحها با اکراه بیدار میشم که به اونجا برم

خدایا خودت کمکم کن که حالا که اونطرفیها هم منو میخوان جور بشه تا جایی که ارزشمو میدونن و میتونم مفیدتر باشم مشغول بکار و خدمت بشم


خدایا خودت کمک کن