فرارسیدن سال 1391 مبارک

در
واپسین این روزهای پایانی سال در تلاطم این دقایق پر غرور و گذران، کاش
میتوانستیم آن گونه که باید در مسیر نگاهت قدم بر میداشتیم و آنچنان که
رضایت تو است عمل میکردیم.
زمان در حال گذر از روزهای تکراری
تاریخ است بی هیچ توقف، روزهایی که آمدهاند و رفتهاند بی آنکه نقشی در
تغییر باور و نگاه جستجوگر ما داشته باشند.
روزهایی که غلط میرفتیم و تنها نظارهگر نشانی از سوی تو بودیم، بی آنکه نگاهی بر آینه اعمالمان داشته باشیم...
و حال بارالها....
سپاس تو را که به پاس مهربانیت یاسها قد علم میکنند و سروها استوارتر میشوند.
سپاس تو را که صبوریت در برابر گناه و معصیت بندگانت بیمنتهاست.
سپاس تو را که در دل تاریک شب تنها مونس برای دلتنگی وجدانمان بودی و سکوت حضور شیرینت تسکینی آرام برای دل خسته ما...
سپاس تو را به خاطر تمام دیدندها و ندیدنهایت وقتی چشم بسته بودیم و عصای راهمان غرور بی فکرمان بود.
سپاس تو را که در وفور دادنها و ندادنهایت، نعمت و حکمتی است و ما ناتوان در شکر گزاری.
سپاس تو را که وقتی در ضمیر خستهمان جستجوگر بودیم، نور رحمت تو چراغ راهمان میشد.
سپاس تو را که فرصت دادی در تمام این لحظه لحظه بودن بندهای باشیم برای تو، هر چند بندهای نالایق.
سپاس تو را که وقتی دلمان شکست نقش مهربانی و صبوری تو را ندیدیم و زبان به گلایه گشودیم.
سپاس تو را که بر فکر خوب نکرده ما لبخند میزدی و برای کار بدی که مرتکب شدیم، صبور بودی.
سپاس تو را که کلاس توبهات همیشه بر پا بود و ما شاگرد تنبل این کلاس ولی تو باز هم قبولمان میکردی.
سپاس تو را که تمام لغزشهای ما را دیدی و فرصت دادی بار دیگر نظارهگر سبزی بهار و روییدن نعمتهایت باشیم.
و حال در واپسین این روزهای پایانی سال در تلاطم این دقایق پر غرور و
گذران کاش میتوانستیم آن گونه که باید در مسیر نگاهت قدم بر میداشتیم و
آنچنان که رضایت تو است عمل میکردیم.
و باز هم تو را سپاس که شایسته ستایشی و ببخش و ما نیازمند مهربانی تو.
الا به ذکر الله تطمئن القلوب
"*#^ به نوبه خودم این نوروز باستانی را به همه تبریک میگم ؛ سال نو مبارک ^#*"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14:48 توسط omid
|
من مهندس صنایع خوندم و دغدغم اصلاح فرهنگ و نظام حاکم بر مدیریت کاری - علمی و ... هست