این روزها
مدتیست که ذهن و فکر و ... کار نمی کند از اتفاقات مختلف
گرفتاریها
ارتباطات
آینده
دوستان
کار و ....
همه و همه ذهنم را مغشوش و بسیار ناامید کرده ( تا جاییکه فرصت تشکر از تبریک گویان محترم به سبب تولدم نبود همینجا روی همه را می بوسم )
هر جایی که تلاش کردم به در بسته خوردم
و فقط خدا برایم مانده که می داند در چه حالی هستم
و من تنها و بی پشتیبان
مثلا تکیه گاه خانواده نیز هستم
همه چیز همه کس دارد به پایان نزدیک می شود
و همه فقط به فکر خود
خسته ام ...
روزگار غریبیست
گرفتاریها
ارتباطات
آینده
دوستان
کار و ....
همه و همه ذهنم را مغشوش و بسیار ناامید کرده ( تا جاییکه فرصت تشکر از تبریک گویان محترم به سبب تولدم نبود همینجا روی همه را می بوسم )
هر جایی که تلاش کردم به در بسته خوردم
و فقط خدا برایم مانده که می داند در چه حالی هستم
و من تنها و بی پشتیبان
مثلا تکیه گاه خانواده نیز هستم
همه چیز همه کس دارد به پایان نزدیک می شود
و همه فقط به فکر خود
خسته ام ...
روزگار غریبیست
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:56 توسط omid
|
من مهندس صنایع خوندم و دغدغم اصلاح فرهنگ و نظام حاکم بر مدیریت کاری - علمی و ... هست