خاطرات
خاطراتم را از چشمانم دزديدي ومرا ديوانه يك بوسهْ ناشكفته كردي
وقتي دلم را آرام و بي پروا در پاي سياهي چشمانت قرباني مي كردم اشكم را نديدي كه تمام غمهايم را شست و برد...
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 18:28 توسط omid
|
من مهندس صنایع خوندم و دغدغم اصلاح فرهنگ و نظام حاکم بر مدیریت کاری - علمی و ... هست