تقدیر
باید تو رو پیدا کنم ، شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده، دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تابه منی ، بازم منو خط میزنی
باید تورو پیدا کنم ، تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد ، این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر میکنی ، حس میکنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره
باید تورو پیدا کنم ، هر روز تنهاتر نشی
راضی با من بودنت ، حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
باید تو رو پیدا کنم ، شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده، دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تورو پیدا کنم ، هر روز تنهاتر نشی
راضی با من بودنت حتی از این کمتر نشی
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی ۱۳۸۷ ساعت 22:13 توسط omid
|
من مهندس صنایع خوندم و دغدغم اصلاح فرهنگ و نظام حاکم بر مدیریت کاری - علمی و ... هست